تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
رو به كمال است و تشخيص اين كمال با توجه به نقصها خواهد بود . تو احتياج وجودى خود را درك كن ، اگر چنين دركى به تو دست داد ، خواهى ديد كه فيض وجود از همه سو تو را فرا مىگيرد . مستمندان مظهر جود مالداران هستند . اگر درست دقت كنى خواهى ديد كه خود نان گرسنه و عاشق گرسنگان است ، « چنان كه در ابيات اولى دفتر اول توضيح داديم : ز شوق لب رزق خواران ز خاك دود دانه تا آسيا سينه چاك آن چه كه احتراق را بر خود پذيرفته است ، مىتواند نمودار كنندهء آتش و آتش افروز بوده باشد . در هر كجا كه نيستى و نقص نمودار گردد در حقيقت براى كمال هستى آيينهء خوبى پيدا شده است زيرا - تو مىتوانى از روزنه هاى آلودگى اين هستى طبيعى ، صافى نيستى روحانى را ببينى . اگر جامه ها در دنيا دوخته شده به وجود مىآمدند ، آيا مهارت خياط نمودار مىشد ؟ آيا اگر تمام چوبها و ساقه هاى درختان خود به خود تراشيده و ساخته شده بودند ، مىتوانستند هنر نجار را بنمايانند ، آن استاد شكسته بند جايى مىرود كه دست يا پا و يا يكى از ساير اعضاى انسانى يا حيوانى شكسته شود . صنعت عالى طب هنگامى بروز مىكند كه بيمارى وجود داشته باشد . بايستى پستى و بىارزشى مسها وجود داشته باشد ، تا عالىترين ارزش كيميا براى ما روشن شود . اين است كه به طور يك اصل مسلم بايد گفت : نقصها آيينهء نشان دهندهء كمالها است . « البته مقصود نه تنها مسئلهء نشان دادن است ، بلكه تفاعل در جريانات وجود كه منشأ نقص و كمال است به عنوان يك ضرورت مطرح است » . از همين اصل يك قانون با ارزش را هم مىتوان استفاده كرد و آن اين است كه