تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
آمده‌ايد ، مگر اميد باز گشتن به پيشگاه ما را نداشتيد ؟ و وعدهء ما را در بارهء واقعيت چنين روزى باطل مىشمرديد ؟ اگر منكر نبوديد چرا دست خالى امروز به پيشگاه ما قدم گذاشته‌ايد ؟ اى افراد انسانى ، بياييد كمى از خور و خواب و خشم و شهوت بكاهيد ، براى آن روز ارمغانى تهيه كنيد . پاسى از شب را براى مناجات و تماس با او بيدار باشيد ، سحرگاهان به او استغفار كنيد . كمى در اين جهان بكوشيد ، چنان كه جنين در رحم براى خود حواس اندوخته ، هنگامى كه به دنيا مىآيد افق وسيعترى را مىبيند ، شما هم حواس تيز بين و روشنبينترى پيدا كنيد . اگر بكوشيد از اين جهان تنگ به جهان پهناورترى گام خواهيد گذاشت ، آن زمين و فضاى بازتر كه پيامبران الهى به آن گام گذاشته‌اند . آن جا فضايى است كه دل شما هرگز گرفته نخواهد گشت زيرا - به هيچ وجه دل تنگى احساس نخواهيد كرد . امروز كه در علايق ماديات غوطه ورى به طور اجبار پيرو حواس خود هستى ، ولى آن گاه كه به آن جهان پهناور قدم گذاشتى همان حواس تابع تو خواهند شد . چنان كه در حال خواب به عنوان نمونه اين حقيقت را در مىيابى كه حواس به كلى تابع روح است ، ديگر محدوديتهاى جهان بيدارى تو را به زنجير نمىكشد . رهايى روح در عالم خواب را نمونه‌اى در مقابل حال اولياء الله بدان . اولياء الله مانند اصحاب كهفند ، آنان در قيام و قعود و ساير تحولات به سر مىبرند ، در صورتى كه در رؤياى روحى فرو رفته‌اند . آنان را قدرت خداوندى به راست و به چپ مىكشاند ، يعنى آنها را به كارهاى نيكو و كارهاى مربوط به زندگانى طبيعى وادار مىكند ، بدون اين كه ترس و اندوهى داشته باشند . اين دو حالت نيكو و روحانى و ضرورت تماس با طبيعت در مردم معمولى كاملًا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 485 | محمد تقي جعفري