تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
و ما نمىخواهيم به كيفر اخروى كه « روحى » و شديدتر است دچار شويم .
( ( 3141 ) ) هر شكار و هر كراماتى كه هست از براى بندگان آن شه است

خداوند از روى احتياج از ما امتثال دستورات را نمىخواهد

احتمال كوچكترين احتياج در باره خدا با احتمال نقص در آن وجود بىنياز مساوى است . متأسفانه نه تنها جوانان بلكه گاهى بعضى از آن اشخاص كه ادعاى علم و معرفت مىكنند ، به اين گمان مبتلا هستند كه اين عبادات را كه ما به جا مىآوريم براى خدا سود بخش است حتى ساده لوحى بعضى از اشخاص تا آن جا مىرسد كه هنگامى كه ناملايماتى به آنان روى مىآورد مانند اين كه با خدا به حال اعتصاب در آمده‌اند مىگويند : ما ديگر نماز نخواهيم خواند و به سوى او نخواهيم گرويد - زيرا اگر او به نمازها و ساير عبادتهاى ما ترتيب اثر مىداد ، مىبايست كه اين ناملايمات را براى ما روا نمىداشت . اينان خدا را نمىشناسند ، لذا عباداتى را كه به جا مىآورند تنها از روى عادت پاداشهايى است كه در همين دنيا توقع دارند . گويى اكثريت مردم با عبادات خود با خدا معامله مىكنند ، يعنى با او عبادت مىدهند تا زندگى بدون زحمت از او دريافت كنند ، در نتيجه گمان مىكنند : خدا مانند آن خريدارى كه به كالايى نيازمند است ، عبادات آنها را مىخرد و در مقابل زندگانى مورد تمايل آنها را در اختيارشان مىگذارد . اگر اين نكته براى مردم روشن مىشد كه خدا بىنيازتر از آن است كه بخواهد از خود به خود سودى برساند كجا رسد كه بشر ناچيز بتواند براى او سودى عايد سازد ، آن موقع ديديم كه عظمت روح انسانى تا چه پايه مىتواند اعتلا بگيرد .