( ( 3073 ) ) لشكرى ز اصلاب سوى امّهات
بهر آن تا در رحم رويد بنات
( ( 3074 ) ) لشكرى ز ارحام سوى خاكدان
تا ز نرّ و ماده پر گردد جهان
( ( 3075 ) ) لشكرى از خاكدان سوى اجل
تا ببيند هر كسى حسن عمل
باز بىشك بيش از آنها مىرسد
و آن چه از دلها به گلها مىرسد
اينت لشكرهاى حق بىحد و مرّ
از پى اين گفت ذكرى للبشر
( ( 3076 ) ) اين سخن پايان ندارد هين بتاز
سوى آن دو يار پاك پاكباز
آيه
« . . . لا يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ اَلْجَمَلُ فِي سَمِّ اَلْخِياطِ 7 : 40 . . . » ( 1 ) ( آنان به بهشت داخل نخواهند شد مگر اين كه شتر در سوراخ نخ « سوراخ سوزن » داخل شود . ) ( 2 ) اين جمله كنايه از امكان ناپذير بودن ورود آنان به بهشت است » . « . . . كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » 55 : 29 ( 3 ) ( در هر روز او ( خدا ) در كارى است ) . مقصود از « يوم » همان روز اصطلاحى نيست كه از طلوع آفتاب يا از طلوع فجر تا به غروب آفتاب گفته مىشود ، بلكه مقصود زمان است كه به كم و زياد اطلاق گردد . « وَما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ . » 74 : 31 ( 4 ) ( لشكريان خداى ترا كسى جز او نمىدانند ، اينها تنها براى اين است كه بشر همواره به ياد او باشد . )
هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيهء 39 . .
( 2 ) ابن عباس كلمهء جَمَل « شتر » را در آيهء بالا جُمَّل « طناب كشتى » قرائت كرده است كه بىمناسبت نمىنمايد . .
( 3 ) سوره الرحمن ، آيهء 30 . .
( 4 ) سوره المدثر ، آيهء 35 . .