تزكيهء نفس تن در ندهيم مىدانيد آن گروه از اشخاص الهى كه از موجوديت حيوانى رهايى يافتند چگونه چرخ با اين عظمت با خورشيد فروزانش به آنان سجده كرد ؟ آن اصحاب كهف را به ياد آوريد كه چگونه آفتاب براى پنهان داشتند آنها در موقع طلوع و غروب وضع هميشگى خود را تغيير مىداد ؟ آيا اين تغيير دادن نمىتواند اثبات كند كه انسانهايى كه در اين دنيا نفس اماره را به زير پاى نهند مىتوانند پا روى تمام قوانين طبيعت بگذارند ؟ آن جزئى كه ميل به سوى كل خويش پيدا كرده است هر خارى براى او لطف گل پيدا مىكند .
مىدانيد تعظيم خدا چگونه امكان پذير مىشود ؟ تعظيم خدا يك راه دارد و آن اين است كه بايستى از ما و منى رو گردان شده به تمام معنى تسليم مشيت و ارادهء او گشت .
هيچ مىدانيد معناى واقعى توحيد چيست ؟ توحيد يك معنى دارد و آن عبارت است از آموختن دانش و سپس در مقابل آن واحد حقيقى فانى گشتن .
آيا مىخواهى كه مانند روز روشن فروزان شوى ؟ بيا آن موجوديت طبيعى خود را كه در اسارت شهوات و هوى و هوس است مانند شب تاريك از ميان ببر تا روزت درخشندگى پيدا كند .
بيا مس وجود را در كيمياى آن ذات پاك ربوبى به طلا مبدل بسازد . اين مقام در انتظار تو است ، ولى يك شرط دارد و آن اين است كه هستى خود را در مقابل آن هست مطلق كه هستىها را مىنوازد ناچيز شمرده و به بارگاه كبرياى او آن را عرضه كنى .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 413
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٣