جلال الدين در جاى ديگر در اين باره مىگويد :
عشق كار نازكان نرم نيست عشق كار پهلوان است اى پسر مبارزه با ماديات و تنظيم آن به شكلى كه مانع سلوك الى الله نباشد اصل اولى مرد راهرو مىباشد . در گذشته بارها گفتيم كه خداوند انسان را براى تقلا و كوشش آفريده است .
آيا اين تقلا و كوشش مىتواند خود هدف نهايى موجوديت انسان بوده باشد ؟ البته نه - زيرا چه سودى از كوشش و فعاليت بىهوده براى انسان نصيب مىگردد ؟ مگر خدا نمىتوانست انسانها را طورى بيافريند كه آنان بدون زحمت و سعى مشغول زندگى در اين خاكدان بوده باشند ، مسلماً مىتوانست .
ولى هدف اقصاى خلقت اين است كه انسان با كوشش در قلمرو طبيعت جوهر گران بهاى وجود خود را استخراج كند . او با اين كوشش و تكاپو آيينهء خدا نماى روح خود را صيقلى مىسازد . او با اين كوشش « خود طبيعى » را تا مقام روحانيت برترين بالا مىبرد ؟
تفسير ابيات
پيغمبر ما به على عليه السلام فرمود : اى على تو قهرمان انسانها هستى ، تو شير حق تعالى مىباشى و فوق العاده دلاورى و دليرى .
اما به اين همه مزايا قناعت مكن و به آنها اعتماد نداشته باش ، بلكه برو زير سايهء اميد يزدانى .
براى تقرب به درگاه خداوندى وسيله ديگرى كه عالىتر است وجود دارد ، اين وسيله تقرب به بارگاه ربوبى است به اضافهء تعقل و آگاهى بر از درونى خود ، كه خدا در تو بوديعت نهاده است . تو بمردم معمولى منگر كه تنها راه تقرب را در عبادات معمولى و نيكو كارىهاى ظاهرى منحصر كردهاند . تو با تبعيت از عقل و عاقلان مىتوانى سنگلاخ جهان هستى را بپيمايى .
اگر به عقل و عاقل بگروى ، هيچ گونه نقلهاى بىاساس نمىتواند ترا از راه