است . همه ى اين روشنايىها از چراغ ضعيف گرفته تا خورشيد جهان تاب كه همه و همه به وسيلهء فوتونها اجسام را در مقابل ديده گان ما روشن مىسازند ، در زندگانى ما بزرگترين نقش را به عهده دارند ، اما يك روشنايى ديگر وجود دارد كه با اين روشنايىهاى طبيعى قابل مقايسه نيست . براى اثبات وجود اين روشنايى راه هاى فراوانى وجود دارد ، ما مىتوانيم با مطالب سادهاى در بارهء اين نورانيت و وجود آن بررسى كنيم :
حدس و الهامات روانى و شهود در كارهاى زندگى ما به طور فراوان ديده مىشود . مىبينيم كه بعضى از اين اشخاص داراى قدرت حدس فوق العادهاى هستند ، با اين كه مقدمات و عوامل موجوده در مقابل انسان آن چنان روشنايى ندارند كه بتوانند نتيجه را كاملًا و به طور صريح براى انسان نشان بدهند ، با اين حال با نيروى حدس نتيجه را مانند اين كه مىبينند پيش گويى مىكنند .
اين حدس را گاهى در زبان معمولى با اين جمله مىگويند : « فلان شخص بسيار آدم روشنى است » اين يك روشنايى فيزيكى نيست ، بلكه اين همان تيز بينى چشم درونى انسان است كه در موردى كه براى ديگران تاريك است براى او روشن است . اين روشنايى ممكن است تا حد بىنهايت در يك انسان وجود داشته باشد ، ولى عوامل محيط خانوادگى و اجتماعى يا سياسى و غير ذلك نگذارد اين روشنايى به فعليت رسيده ثمر خود را آشكار كند .
راه ديگرى براى اثبات اين روشنايى وجود دارد كه آن را از نظر روان شناسى حس ششم يا هر « اصطلاح ديگرى كه شايسته باشد » مىگويند . وجود اين حس را با اين مطالبى كه تا كنون در علوم مربوطه به انسان به دست آمده است نمىتوان منكر شد .
اين حس روشنايىها دارد كه قابل مقايسه با روشنايىهاى ناشى از منطق و علم معمولى نيست ، چنان كه قابل تطبيق به روشنايى طبيعى نمىباشد .
راه سوم براى اثبات اين روشنايى پيوستن روح انسانى به عالم بالا است ، تقوا و ورع واقعى يك نوع تيز بينى براى انسان نصيب مىكند كه در انسانهاى معمولى ديده
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 403
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٠٣