تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
( شما به خدا تقوا بورزيد خدا به شما تعليم خواهد كرد ) . آرى تمام بد بختىهاى بشرى در همين جا است كه منزلگاهى را كه بايستى در راه مقصد پشت سر بگذارد ، آن جا را مقصد گمان مىكند و رحل اقامت معرفت را در آن جا مىاندازد و از مقصد باز مىماند . خلاصه مراتب نادانى ما همواره با تدريج مرتفع مىگردد ، تنها چيزى كه براى ما لازم است اين است كه بدانيم به هر منزلى كه مىرسيم بايستى به مقدارى كه از آن منزل مىتوان استفاده كرد بهره بردارى كنيم و راه بيفتيم .
( ( 2768 ) ) وين غم و شادى كه اندر دل خفى است پيش آن شادى و غم جز نقش نيست

نقشها را با اصول اشتباه نكنيم و « رابطهء ثابت و متغير »

براى حل اين مسئله كه آيا تغيرات و تحولات محسوس در جهان طبيعى احتياج به يك زير بنايى ثابت دارد يا نه ؟ و اگر احتياج به زير بناى ثابت دارد آن زير بنا چيست ؟ مسائل و گفتگوهاى زيادى مطرح شده است . گروهى از فلاسفه عقيده مندند كه بايستى اين متغيرات به يك زير بناى ثابت مستند بوده باشد . دليلى كه به اين ادعا مىآورند از اين اصل تجاوز نمىكند كه هر حركتى احتياج به موضوعى دارد كه حركت در آن محقق شود و چون سرتاسر موجودات طبيعت در حركتند ، لذا به يك زير بناى ثابت كه موضوع حركت بوده باشد نيازمند مىباشد . اين عقيده بنا به نظريه‌اى كه در بعضى از مباحث مثنوى توضيح داده‌ايم ممكن است به كلى مردود شناخته شود ، آن نظريه مىگويد كه : جهان هستى چنان نيست كه خداوند ماده‌اى را آفريده سپس آن را مطابق قوانين به حركت انداخته باشد ، بلكه با