تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
آيات قرآنى مىبينيم كه مىگويد : قل يا عباد . . . عقل انسانى مانند شتربان است كه مهار انسان را به دست گرفته به طور اكراه به هر كجا كه مىخواهد مىكشد . عقول انسانهاى معمولى مانند شترها هستند ، ولى اولياء الله عقل عقول ( ساربانان الهى ) انسانى مىباشند . در بارهء اولياء الله با دقت تأمل كن ، خواهى ديد : يك پيش قراول يا يك طلايه دار است و جان صد هزار مردم در دنبالش . اما اين طلايه دار و شتربان كه گفتيم در حقيقت براى مقدمهء سلوك است ، يعنى انسانها در مقدمات سلوك به اين رهروان احتياج دارند و بايستى خود آنها همين كه به راه افتادند بكوشند و مقصد را دريابند و همهء موجودات را اعم از پيش رو و پيرو كنار بگذارند . چنان كه جهان در هنگام شب در تاريكى فرو رفته و گويى ميخكوب در ظلمت گشته است و همهء جهان و جهانيان در انتظار خورشيد مىباشند و تا خورشيد طلوع كند چراغها خاموش شود . اما باز تو نبايد خيال كنى كه يك انسان چگونه مىتواند رهبر صدها هزار مردم باشد ؟ اين گمان را از خود دور كن - زيرا ذره ها خود آفتابى در بر دارند . اما به جهت حجابى كه در اين دنيا ديده گان ما را پوشيده است ، آفتابها را در ذره‌اى و شير نرها را در پوستين بره‌اى مىبينيم . اين حجاب ظلمانى باعث شده است كه ما كاه را ببينم ، ولى دريايى را كه در زير كاه آرميده است مشاهده نكنيم ، لذت هر گاه كه كاه ببينى از روى غرور و اشتباه پاى روى آن مگذار . تو خواهى گفت : اگر اشتباهات و توهمها ما را از راه رفتن و تشخيص حقايق باز خواهد داشت ، چرا اين ساختمان بدن ما طورى بناگذارى شده است كه ما اشتباه كنيم و به خلاف واقعيتها مرتكب شويم ؟ پاسخ سؤال تو اين است كه همين اشتباه كه مانند پرده ها كه روى واقعيات كشيده شده است ، تو را به حركت و تكاپو براى كمال تحريك خواهد كرد . باز متوجه باش به مقوله هاى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 229 | محمد تقي جعفري