تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

« و نعوذ بك من تناول الاسراف و من فقدان الكفاف و من معيشة فى شده » ( 1 ) ( پروردگارا به تو پناه مىبريم از اسراف ورزيدن و از نداشتن وسيله زندگى به حد كفايت و از معيشت در سختى . در حدود يازده روايت معتبر به اين مضمون وجود دارد كه : دنيا بهترين كمك براى آخرت مىباشد . يا كسى كه دنيا ندارد آخرت هم ندارد . ( 2 ) باز در مستدرك نهج البلاغه نقل شده است كه امير المؤمنين عليه السلام به فرزندش محمد بن حنفيه چنين مىفرمايد : « يا بنى انى اخاف عليك الفقر فاستعذ بالله منه ، فانه منقصة فى الدين ، مدهشة للعقل و داعيه للمقت » . ( اى فرزندم ، من از فقر بر تو مىترسم ، از فقر به خدا پناه ببر ، زيرا فقر دين را ناقص مىكند ، عقل را به دهشت و حيرت وادار مىكند و در انسان حس عداوت را بيدار مىكند ) . در بعضى از روايات ديگر است كه فقر مرگ سرخ است .

تفسير ابيات

در روزگار همان خليفه كه توصيف كرديم ، شبى يك زن اعرابى با شوهر خود به گفتگو پرداخت و در اين باره زياده روى كرد ، مىگفت : ما اين همه فقر و بىنوايى و ستم مىكشيم ، در حالى كه تمام مردم در خوشى هستند و ما در ناخوشى ، نه نانى داريم نه نانخورشتى ، بلكه نان و خورشت ما عبارتست از درد و رشك بر دارايى ديگران ، جامه‌اى كه بدن ما را بپوشاند عبارتست از تابش خورشيد در روز و شبانگاه هم ماهتاب لحاف و بالش ما مىباشد ، ما قرص ماه را قرص نان مىپنداريم ، دست
هامش
( 1 ) الصحيفه السجادية ، دعاى 8 . .
( 2 ) رجوع شود به فروع كافى ، ص 53 ، ج 4 و نهج البلاغه ج 3 ، كلمات قصار كه فروع كافى ، ج 5 ، ص 72 و 73 و 81 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 152 | محمد تقي جعفري