تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

در خواب گفتن هاتف با عمر كه چندين زر از بيت المال به آن مرد ده كه در گورستان خفته است

( ( 2104 ) ) آن زمان حق بر عمر خوابى گماشت تا كه خويش از خواب نتوانست داشت ( ( 2105 ) ) در عجب افتاد كاين معهود نيست اين ز غيب افتاد بىمقصود نيست ( ( 2106 ) ) سر نهاد و خواب بردش خواب ديد كآمدش از حق ندا جانش شنيد ( ( 2107 ) ) آن ندا كه اصل هر بانگ و نواست خود ندا آن است و اين باقى صداست ( ( 2108 ) ) كرد و ترك و زنگ و تاجيك و عرب فهم كرده آن ندا بىگوش و لب ( ( 2109 ) ) خود چه جاى ترك و تاجيك است و زنگ فهم كرده است آن ندا را چوب و سنگ ( ( 2110 ) ) هر دمى از وى همىآيد الست جوهر و اعراض مىگردند مست ( ( 2111 ) ) گر نمىآيد بلى ز ايشان ولى آمدنشان از عدم باشد بلى ( ( 2112 ) ) آن چه گفتم ز آگهىّ سنگ و چوب در بيانش قصه‌اى هش دار خوب

آيه

« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ اَلْقِيمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ . » 7 : 172 ( 1 ) ( هنگامى كه خداى تو از پشتهاى اولاد آدم نسل آنها را مخاطب قرار داده ، آنان را گواه خويشتن ساخت ، فرمود : آيا من خداى شما نيستم ؟ همگى گفتند : بلى ، ما گواه شديم « اين شهادت گرفتن » براى آن بود كه روز قيامت نگويند ما از اين موضوع غافل بوديم ) . از بعضى آيات ديگر و روايات معتبره اين مسئله ثابت مىشود كه خداوند متعال يك بار از اين انسانها پيمان گرفته است - پيش از آن كه به اين نشاهء طبيعت وارد شوند ، اما اين كه اين پيمان گيرى در كجا بوده است ؟ بعضىها مىگويند : در عالم ذر بوده كه ارواح به صورت ذره‌هاى كوچك نمودار بودند ، بعضى ديگر مىگويند :

هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيه 172 . .