مىگويد :
( ( 1849 ) ) تن قفس شكل است ز ان شد خار جان
در فريب داخلان و خارجان
منظورش بدن به اضافه حيات و نفس است كه بتواند به وسيله بدن به خواسته ها و تمايلات خود برسد .
در نتيجه اين نفس انسانى هم از عوامل داخلى و هم از عوامل داخلى و هم از عوامل خارجى همواره فريب مىخورد ، و هميشه اين عوامل گوناگون نفس انسانى را به سوى مقتضيات خويش جلب مىكند .
اين عوامل در صورتهاى ملايم و خوشايند خود را عرضه مىدارند ، اما همين عوامل در روح ملكوتى انسانى چه مىكنند ؟ و چه اندازه او را به جمادى نزديك مىكنند ؟ احتياج به انديشه و آگاهى دارد .
اگر خود انسان متوجه بوده باشد مىتواند محاسبه بسيار دقيقى در مقابل اين دو گونه عوامل انجام بدهد ، از آن جهت كه هيچ گونه محاسبهاى وجود ندارد ، لذا اين نفس يا بدن با همراهى نفس رشد نيافته ، خار راه جان انسانى مىباشد .
اين عوامل مانند انسانهاى دور و چند شخصيتى ، چه وعده ها كه به انسان نمىدهند ، گاهى انسان را وادار مىكنند كه با تمام ساده لوحى باور كند كه اصلا جهان هستى براى او مىگردد .
اين گونه غوطه ور ساختن افراد در جهل و نادانى بزرگترين جنايتى است كه به انسانها وارد مىگردد .
لذا در آيين مقدس اسلام هر گونه تملق و چاپلوسى اكيداً ممنوع گشته ، و هر فرد مسلمان در مقابل ديگرى مانند يك آيينه است كه تمام قيافه او را به طور دقيق منعكس مىكند .