تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
و يقين دارم كه هرگز از دل من بيرون نخواهد رفت . حالا ديگر مىدانم كه « او » آن كسى كه تو را در پرواز در فضاى آزاد و بىكران از سرزمينى به سرزمينى مىبرد ، دست مرا نيز در راه درازى كه بايد بت نهايى طى كنم خواهد گرفت ، و قدمهايم را به راه راست رهبرى خواهد كرد .

تفسير ابيات

طوطى يك دو پند به خواجه داده پرواز مىكند ، طوطى در حالى كه از آزاد شدن سپاس گزار است وداع مىنمايد . خدا حافظ اى خواجه ، من به سوى وطن خويش رهسپارم ، روزى هم تو به سوى وطن خود آزاد گشته رهسپار خواهى گشت . خواجه از اين پند طوطى خرسند شده مىگويد : اى طوطى عزيز ، پند خوبى به من دادى ، تو را به امان خدا مىسپارم راهت را بگير و برو .