گوناگونى ايجاد مىكند ، كه اگر در گشودن اين گره ها كاوشهاى ماهرانه صورت نگيرد ممكن است يك انسان را تا آخر عمر به اختلال يا عدم اعتدال روانى دچار بسازد . در باره اين نظريه و بيان آن و همچنين در تعيين مصداق رويدادها و توضيح و تفكيك غرايز كه مىتواند در صورت عدم اشباع باعث اختلالات روانى گردد ، مباحث و اختلافات زيادى وجود دارد ، ولى آن چه كه مشهور است و به هيچ وجه نمىتوان انكار كرد ، اين است كه حالت پذيرش روان ، و حفظ آن چه را كه پذيرفته ، و اثر همان پذيرفته شده در ساير فعاليتهاى روانى ، حقيقت مسلمى است .
بايستى در گشودن اين گونه عقده ها ماهرانه كوشيد ، آنها را معالجه كرد .
از روزگاران گذشته به اهميت اين عقده ها پى بردهاند ، نهايت امر اين كه مانند امروز جنبهء بررسى علمى پيدا نكرده بود ، شاعر ديگر مىگويد :
خلد گر به پا خارى آسان در آرم
چه سازم بخارى كه بر دل نشيند