( ( 172 ) ) شاد باش و فارغ و ايمن كه من
آن كنم با تو كه باران با چمن
( ( 173 ) ) من غم تو مىخورم تو غم مخور
بر تو من مشفقترم از صد پدر ( 1 ) ( ( 174 ) ) هان و هان اين راز را با كس مگوى
گر چه شاه از تو كند بس جستجوى
( ( 175 ) ) چون كه اسرارت نهان در دل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود
( ( 176 ) ) گفت پيغمبر هر آن كو سر نهفت
زود گردد با مراد خويش جفت
( ( 177 ) ) دانه چون اندر زمين پنهان شود
سر آن سر سبزى بستان شود
( ( 178 ) ) زر و نقره گر نبودندى نهان
پرورش كى يافتندى زير كان
( ( 180 ) ) وعده ها باشد حقيقى دل پذير
وعده ها باشد مجازى تاسه گير ( 2 ) ( ( 181 ) ) وعدهء اهل كرم گنج روان
وعدهء نااهل شد رنج روان
وعده را بايد وفا كردن تمام
ور نخواهى كرد باشى سرد و خام
روايت
از جامع صغير سيوطى روايتى با اين مضمون نقل شده است كه : « استعينوا على انجاح الحوائج بالكتمان فان كل ذى نعمة محسود » ( 3 ) ( با پوشيده داشتن مقاصد خود براى نيل به آنها كمك بگيريد ، زيرا هر كس كه داراى نعمتى شود محسود واقع مىگردد . ) ( 4 )
هامش
( 1 ) مشفق ، از شفقت به معناى مهربان و دل سوز است . .
( 2 ) تاسه و تلوسه اضطراب و دلهره و پريشانى . .
( 3 ) و از امام صادق عليه السلام روايتى وارد شده است كه مىگويد : « از رازهاى خود به دوستت فاش مكن مگر رازى را كه اگر به دشمنت آشكار مىكردى آسيبى به تو نمىرسانيد ، زيرا ممكن روزى دوستت دشمن تو باشد » . .
( 4 ) ج 1 ، ص 39 . .