آنها در تورات ثبت كن كه من آنها را بدين نام ناميدم و اين نام را بديشان پيشكش دادم . موسى عليه السلام اين نام را براى آنها ثبت كرد ، وانگاه خداوند عزّوجل اين نام را براى شما اندوخته كرد تا آن را به شما ارمغان كرد .
اى ابو محمّد ! آنها [ كه اين سخن مىگويند ] خير را پس زدند و شما شر را . مردم به گروهها و شاخههاى گوناگون پخش شدند و شما در كنار خاندان پيامبرتان صلى الله عليه و آله منشعب شديد و به راهى رفتيد كه آنها ، و كسى را گزيديد كه خداى براى شما گزيده است ، و كسى را خواهان شديد كه خداى براى شما خواسته ، پس بشارت و مژده باد شما را . . . تا پايان حديث » ( كافى ، ج 8 ، ص 28 ) .
همان گونه كه خوانندگان مىيابند سياق اين روايت در ستايش شيعه است ، امّا نويسنده از متن كاسته و بخشى از آن را نياورده ، تا اين توهّم را براى خوانندگان پيش آورَد كه اين روايت در ذمّ شيعيان است نه در مدح ايشان ، و اين خود دليل آشكارى است بر اينكه نويسنده در نقل سخنان امانتدار نيست ، چنانكه با خود نيز صداقت نمىورزد و به آنچه ادّعا مىكند نمىرسد .
نويسنده شگفتىِ خود را از خيانت بسيارِ شيعيان كوفى در حق اهلبيت عليهم السلام و پيمان شكنى آنها بديشان و كشتن فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و تاراج اموالشان بيان مىدارد و چنين مىپندارد كه اهلسنّت از اين همه مبرّا هستند .
در پاسخ او ، چنانكه پيشتر نيز توضيح داديم ، بايد گفت كه اهل كوفه اساساً شيعه نبودهاند ، بلكه از كسانى بودند كه در آن روزگار سنّت
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 55
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٥٥