تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
فراوان بگرييد و اندك بخنديد كه به رسوايىِ آن [ فتنه ] گرفتاريد . . . و كى خواهيد توانست لكّهء ننگ كشتن سلالهء خاتم پيامبران را بشوييد . . . » . در پاسخ نويسنده پيش از اين يادآور شديم كه كوفيان در آن هنگام اساساً شيعه نبوده‌اند و در ميان قاتلان حسين عليه السلام حتى يك شيعىِ بنام وجود نداشته است و باز گفتِ اين سخن ديگر جاندارد و زينب كبرى و فاطمهء صغرى عليها السلام مردم كوفه را در آن هنگام نكوهيده‌اند و چنان كه در سخن آن دو هويداست شيعيان را نكوهش نكرده‌اند . نويسنده گمان مىكند امام صادق عليه السلام براى شيعه روشن كرده است كه خداوند ايشان را نكوهيده و رافضه نامشان نهاده . او به روايتى استدلال مىكند كه در آن شيعه نزد امام صادق عليه السلام آمدند و عرض كردند : « ما را چنان زشت مىخوانند كه ديگر پُشتمان شكسته و دلهامان مرده است و كارگزاران بر پايهء حديثى كه فقيهانشان براى آنان روايت مىكنند ريختن خون ما را روا مىشمرند . امام صادق عليه السلام فرمود : مقصودتان « رافضه » است ؟ عرض كردند : آرى . امام عليه السلام فرمود : نه به خدا سوگند ، اين نام را آنها به شما نداده‌اند و خداى ، شما را بدان ناميده است » ( كافى ، ج 5 ، ص 34 ) . پاسخ به نويسنده اين است كه اين حديث سندى ضعيف دارد ، زيرا در ميان راويان آن نام سهل بن زياد ديده مىشود كه ، بنا به مشهورِ مورد قبول نزد علما « 1 » ، ضعيف است ، چنان‌كه نام محمّد بن سليمان نيز در
هامش
( 1 ) - بنگريد به : رجال نجاشى ، ج 1 ، ص 417