سلسلهء راويان آن آمده است . او بصرى و از ديلميان بود و پيشتر از ضعف او سخن به ميان آمد . سليمان بن عبداللّه ديلمى هم در زنجيرهء راويان اين حديث است كه پدر راوى پيشگفته است كه او نيز ضعيف شمرده مىشود .
با چشمپوشى از سند اين روايت ، در حقيقت بايد آن را در ستايش شيعه دانست نه در نكوهش ايشان . خوب است بخشى از اين حديث گفته آيد تا درستى سخن ما آشكار شود :
كلينى مىگويد : شمارى از ياران ما از سهل بن زياد و او از محمّد بن سليمان و او به نقل از پدرش آوردهاند كه گفته : نزد امام صادق عليه السلام بودم كه ابوبصير نفس زنان وارد شد . . . تا اينكه راوى مىگويد : « عرض كردم :
قربانت گردم ما را چنان زشت مىخوانند كه از آن پُشتمان شكسته و دلهامان مرده است و كارگزاران بر پايهء حديثى كه فقيهانشان براى آنان روايت مىكنند ريختن خون ما را روا مىشمرند . راوى مىگويد : امام صادق عليه السلام فرمود : مقصودتان « رافضه » است ؟ او مىگويد : عرض كردم :
آرى . امام عليه السلام فرمود : نه ، به خدا اين نام را آنها بر شما ننهادهاند و خداى ، شما را با اين نام ناميده است . اى ابومحمّد ! آيا نمىدانى هفتاد تن از بنى اسرائيل چون گمراهى فرعون و قوم او بر آنها آشكار شد از آنها بريدند و چون هدايت موسى عليه السلام را ديدند به حضرتش پيوستند . اين جماعت در ميان اردوگاه موسى « رافضه » ناميده شدند ، زيرا فرعون را پس زده بودند . اين شمار ، بيش از ديگر سپاهيان عبادت مىكردند و مهرشان نسبت به موسى و هارون و نسل آن دو عليهما السلام فزونتر بود .
پس خداوند عزّوجل به موسى عليه السلام وحى فرستاد كه : اين نام را براى
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 54
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٥٤