الّا واصفةً » ؛ يعنى اين گروه را داخل در شيعيان حقيقىِ خود نمىيابم ، بلكه اين گروه خود را شيعهء ما توصيف مىكنند و تنها ادّعاى آن را دارند ، چه ، به امامت ما اعتقادى ندارند و نه در سخن نه در رفتار از ما پيروى نمىكنند ، « وَ لَوِ امْتَحنتُهم لَما وجدتُهم الّا مرتدّين » ؛ يعنى اگر من اين گروه را كه گمان مىكنند شيعهء من هستند با اين سنجه بيازمايم كه مذهب امامان اهلبيت عليهم السلام و مقتضيات اعتقادى و عملى آن را بديشان يادآور شوم جز اين نخواهد بود كه مذهب ما را انكار خواهند كرد و ادّعاى تشيّع ما را كنار خواهند نهاد و از سخنِ دوستى و مهر ما چشم خواهند پوشيد ، « ولو تمحّصتُهم لَما خَلَصَ من الألْفِ واحد » ؛ يعنى اگر من با آزمون ، سرهء ايشان را از ناسره جدا كنم و به آنها فرمان دهم كه از براى ما پول بپردازند و جانشان را در راه ما فدا كنند حتّى يكى از آنها از اين آزمون سر بلند بيرون نمىآمد .
گواه آنچه در معناى حديث گفتيم ادامهء سخن حضرت عليه السلام است كه مىفرمايد :
« وَلَو غربلتُهم غربلةً لَمْ يبق منهم الَّا ما كانَ لى ، إنَّهم طالَما اتَّكؤوا على الأرائك ، فَقالوا : « نَحنُ شيعةُ عَلىٍّ » ، إنَّما شيعةُ علىٍّ مَنْ صَدَقَ قولَه فعلُه » .
يعنى اگر من آنها را بيازمايم ، خواهم ديد كه از كسانى جز ما پيروى مىكنند و به دشمنان ما دوستى مىورزند ، و از اين كسانى كه ادّعاى تشيّع ما را دارند كس نمىمانَد مگر شيعيانى كه ما را دوست مىدارند و سخن ما را مىپذيرند و از ما پيروى مىكنند . امّا مدّعيانى كه جز ما را دوست مىدارند از شيعيان ما نيستند ، زيرا شيعهء على كسانى هستند كه در گفتار و رفتار از على و خاندان او عليه السلام پيروى مىكنند .
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 43
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٤٣