از اين سخن امام عليه السلام - در صورت صحّت حديث - روشن مىشود كه اين حديث ناظر به شيعيانى نيست كه به امامت ائمّه عليهم السلام اعتقاد دارند و در حقيقت ، دوستدار ايشاناند ، بلكه امام عليه السلام مىخواهد تشيّع اختلافپردازانى را نفى كند كه ادّعا مىكنند از شيعيان ائمّه عليهم السلام هستند .
اينك آنچه نويسنده از نهج البلاغه مىآورَد و گمان مىكند نكوهش شيعه از زبان اميرالمؤمنين عليه السلام است : « اى نامردهايى كه آثار مردانگى در شما نيست ، و اى كسانى كه عقل شما مانند عقل بچّهها و زنهاى تازه به حجله رفته است ، اى كاش من شما را نمىديدم و نمىشناختم كه سوگند به خدا نتيجهء شناختن شما پشيمانى و غم و اندوه مىباشد .
نفرين خدا بر شما كه دل مرا بسيار چركين كرده سينهام را از خشم آكنديد و در هر نفس پى در پى غم و اندوه به من خورانديد ، و به سبب نافرمانى و بىاعتنايى به من رأى و تدبيرم را فاسد و تباه ساختيد تا اينكه قريش گفتند : پسر ابى طالب مرد دليرى است ، و ليكن دانش جنگى ندارد ، و رأى و تدبير ندارد كسى كه فرمانش نمىبرند و از حكمش پيروى نمىكنند » .
پاسخ اين پندار آن است كه اظهار چنين سخنانى از سوى اميرالمؤمنين عليه السلام در مقام نكوهش همراهيان كوفى ايشان بوده است ؛ كسانى از مردم كه حضرت به همراه آنها با معاويه مىجنگيد ؛ مردمانى از لايههاى گوناگون مسلمانان كه بيشتر آنها از مردم كوى و بر زن بودند نه از مسلمانانى با پيشينه كه در اسلام جايگاهى داشتند و مخاطبان حضرت عليه السلام خاصّ شيعيان و پيروان ايشان نبوده است تا نكوهش
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 44
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٤٤