صحابهء پيامبرند و اين را بر صحابه يا شمارى از ايشان هيچ ايرادى نمىبيند . در زندگى ، روزگار چه شگفتيها كه نشانت نمىدهد !
نويسنده مىنويسد : خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است تا حق را براى مردم تبيين كنند و اينك من حق را براى مردم تبيين مىكنم و از خوابشان بيدار مىسازم و غافلان را هشدار مىدهم و از قبيلههاى اصيل عرب دعوت مىكنم به اصلشان بازگردند و اينكه تحت تأثير عمامه دارانى قرار نگيرند كه پول آنها را به نام خمس و اعانات عتبات مىستانند و به ناموس زنهايشان با نام متعه تجاوز مىكنند . . . و بدينسان من بخشى از وظيفهء خود را برآوردهام .
پاسخ وى آن است كه ما نيز به سهم خود از هر منصفى مىخواهيم آنچه را در ردّ اين نويسنده - كه خود را شيعى مىنماياند - آوردهايم بخوانَد ؛ نويسندهاى كه ادّعاى فقاهت و اجتهاد مىكند و چنانكه براى خواننده ، كاملًا آشكار است از اين هر دو بهدور مىباشد ، تا بدينسان خواننده دريابد همهء اشكالهاى اهل سنت در انتقاد از شيعهء اماميه جز خيالاتى موهوم و دروغهايى پوچ و آميزههايى رسوا نيست ، و اينكه راهى را كه در تلاشهاى مذبوحانه خود براى ابطالِ مذهب شيعه پيمودهاند شيوهء بحث صحيح و امانتدارى علمى نيست ، بلكه راههاى ناروا را پيمودهاند و شيوههاى شكآلود را در پيش گرفتهاند و هر چه دروغ و باطل خواستهاند بافتهاند و متون را تحريف و از محتوا زدودهاند تا آنكه آخرين تيرى كه در تركش داشتند پرتاب كردند و آخرين سنگى را كه نهان كرده بودند بينداختند ، ولى خداوند سبحان مكر آنها را
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 316
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٣١٦