مىكند و آنها را مىكشد » ( رجال كشى ، ص 253 ؛ شرح حال ابن [ به همين شكل آمده ] خطاب ) .
چرا او كار خود را از شيعيان دروغپرداز مىآغازد و آنها را مىكشد ؟
او ايشان را به سبب زشتى افتراهايى كه زدهاند و آنها را دينى گرداندهاند كه با آن به خدا نزديك مىشوند پيش از ديگران مىكشد ؛ افتراهايى همچون اعتقادشان به لواط و متعه و وجوب كنار گذاشتن خمسِ اموال و اعتقاد به تحريف قرآن و وجود بدا براى خداوند سبحان و رجعت ائمّه . همهء سادات و فقها و مجتهدان به اين عقايد و جز آن باور دارند ، پس ديگر كدام يك از ايشان از شمشير حضرت قائم عجلاللَّه فرجه رهايى خواهد يافت ؟
پاسخ وى آن است كه شيعه نامى عمومى است كه شامل شيعهء اماميه ، اسماعيليه ، زيديه و ديگران مىگردد ، چنانكه دربرگيرندهء كسانى است كه به دروغ خود را به شيعه بستهاند ، ولى از خط اهلبيت عليهم السلام منحرفاند ؛ كسانى همچون ابوخطاب و مغيرة بن سعيد و احمد بن هلال عبرتايى و ديگر منحرفان مدّعى تشيّع كه اهل بيت از ايشان بيزارند و به همين سبب كشى اين خبر را با عنوان « آنچه از محمّد بن ابى زينب روايت شده » آورده . او به ابوخطاب شهرت دارد كه فرقهاى با نام خطابيه به او منتسب است و از امام صادق عليه السلام احاديثى رسيده كه او را لعن و نفرين فرستاده است .
در روايت معتبر جعفر بن عيسى بن عبيد و ابويحيى واسطى آمده كه گفته است : « امام رضا عليه السلام فرموده است : بنان بر امام زينالعابدين عليه السلام دروغ مىبست ، پس خداوند گرماى آهن را به دو
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 313
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٣١٣