و زان پس مفهوم در گرفتن جنگ ميان سپاه مهدى عليه السلام و سپاه دجال چيست و آيا مهدى با خودش خواهد جنگيد ؟ و چرا عيسى عليه السلام پشت مهدى - در صورتى كه خودِ دجّال باشد - نماز خواهد گزارْد و در پىِ آن او را خواهد كشت ؟
و اگر مهدى همان دجّال باشد ديگر مفهوم بقاى مهدى و بقاى حكومت او پس از كشته شدن دجال چيست ؟
به علاوه چرا احاديث مربوط به دجّال در هالهاى از پنهانكارى با شكلى نمادين احاطه شده و با مهدى بدان اشاره مىشود و حال آنكه مرد ديگرى از اهل سنّت نيز خواهد بود كه همين نام را دارد ؟
از نويسنده ، شگفت است كه پس از ساليان دراز ، پژوهش و پس از كاوشهاى فرساينده در منابع دست اول چنين رسوا در نتيجهء كار خود ترديد مىكند و احتمال مىدهد كه مقصود از مهدى همان حكومت اسرائيل يا مسيح دجّال است و چه مسافت دورى است ميان اين دو احتمال !
شايد او به پژوهش چندين سالهء ديگر نياز دارد ، و باز مراجعه به منابع دست اول ، تا مگر يكى از دو احتمال را برگزيند يا دوباره به نتايج شگفت و نظريههاى عجيب دست يازد .
نويسنده مىگويد : خوب است به ياران خود هشدار دهيم كه گزينش دوازده امام براى آنها كارى از پيش طرّاحى شده است ، زيرا اين عدد نشانگر اسباط بنى اسرائيل است . آنها به اين هم بسنده نكردهاند ، بلكه خود را « اثنى عشرى » ناميدند تا به اين عدد تيمّن يابند .
پاسخ نويسنده آن است كه گزينش دوازده امام در پىِ احاديث
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 303
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٣٠٣