شده است .
امّا در بارهء نوّاب اربعه احمد كاتب هيچ دليلى در نفى نيابت آنها نياورده است ، بلكه انكار مىكند دليلى با خود داشته باشد كه معتمد بودن سفيران چهارگانه را اثبات كند . او مىگويد : « بنابر اين ما نمىتوانيم ادّعاى اين نُوّاب را در نيابت از امام مهدى تصديق كنيم و سخن آنها را دليلى بر وجود امام بگيريم ، آن هم به استناد ادّعاهاى معجزه يا بهره داشتن از علم غيب ، و ما نمىتوانيم ادّعاى آنها را از ادّعاى نايبان دروغينى كه شمار آنها از بيست و چهار تن مىگذرد جدا كنيم » .
او گمان مىكند اين سفيران از ادّعاى سفارت بهره مىبرند و از آنجا كه بسيارى ادّعاى سفارت كردهاند پس ناگزير بايد حكم كرد كه همهء آنها دروغ مىپردازند . او مىگويد : « اگر ما مدّعيان دروغين نيابت را متّهم كنيم كه براى نان خود تنورى دست و پا مىكنند و به گردآورىِ اموال حرص مىورزند و با حكومت عبّاسى آن روزگار پيوند داشتهاند ، اين تهمت ، متوجّه نوّاب چهارگانهاى نيز مىشود كه از آن حكومت به دور نبودهاند » ( تطور الفكر السياسى الشيعى ) .
اين سخنى است كه بيهودگى آن بر كسى پوشيده نيست ، زيرا او بايد با اين شيوه نبوّت پيامبر ما را نيز انكار كند ، زيرا در روزگار ايشان ادّعاى نبوّت شده است و از آنجا كه اين مدّعى از ادّعاى خود بهره مىبرده ، پس تهمت ، متوّجه همه خواهد شد ، و به همين دليل او بايد امامت همهء ائمّه را بدون استثنا انكار كند .
امّا اتّهام نوّاب اربعه به دروغ و دغلكارى براى فردى همچون
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 284
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٨٤