قطعيت استوار باشد و بيشتر سنّيان مقلّد علماى خود هستند ، لذا ديگر نمىتوان بر آنها حكم نواصب جارى دانست .
نويسنده ادّعا مىكند كه كينه توزى شيعه به اهل سنّت بىنظير است ، و به همين سبب فقهاى اماميه دروغ بستن و وارد آوردن تهمت به اهل سنّت را اجازه دادهاند و روا دانستهاند بديشان افترا زنند و به بىآبرويى توصيفشان كنند .
پاسخ به نويسنده چنين است كه اين نيز از دروغهاى آشكار است و از همين رو نويسنده براى اين افتراى خود حتى يك فتوا از عالمى در ميان علماى شيعه نمىآورَد كه دروغ بستن بر اهل سنت و تهمت وارد آوردن بديشان را روا شمرده باشد ، با آنكه عادت نويسنده چنين است كه براى پندارهاى خود نصوصى را حجّت مىآورَد كه در ميان احاديث شيعه و سخن علماى شيعى بدان دست يافته است .
علماى شيعه در كتب خود دروغ را مطلقاً حرام دانستهاند و تنها آن را در دو موقعيت منحصر جايز دانستهاند : هنگام ترس بر جان و مال و هنگام سامان دادن به رابطهء دو مؤمن .
دو سيّد بزرگوار آيةاللَّه حكيم و آيةاللَّه خويى ( قدّس سرّهما ) مىگويند : دروغ حرام است ، و دروغ يعنى خبردادن از چيزى كه واقعيّت ندارد و سخن چه در مقام جدّ باشد يا شوخى ، در حرمتِ آن تفاوتى ايجاد نمىكند . . . چنانكه جايز است براى دفع ضرر از جان يا از مؤمنى نه تنها دروغ گفت ، بلكه مىتوان به دروغ سوگند ياد كرد ، و مىتوان براى سازش دادن ميان مؤمنان دروغ گفت و احوط استحبابى
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 243
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٤٣