كلينى در عصر غيبت صغرى مىزيسته است . بنگريد به معجم رجال الحديث ، ج 6 ، ص 300 .
اگر ما درستى اين حديث را هم بپذيريم شايد مقصود از « شيخين » دو مرد ديگر جز ابوبكر و عمر باشد و شايد مقصود معاويه و عمرو بن عاص يا دو فرد ديگر بوده باشد و در اين صورت در حديث دلالتى بر آنچه نويسنده آهنگ آن كرده ديده نمىشود .
نويسنده در خدشهدار كردن عثمان به سخن على بن يونس بياضى استشهاد مىكند : « كه عثمان را كه مأبون بود ، مىماليدند » ( الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 30 ) .
پاسخ وى آن است كه بياضى عاملى رحمه الله اين سخن را در كتاب الصراط المستقيم ، جلد 2 ، صفحهء 334 به نقل از كتاب المثالب آورده كه كلبى در آن معايب قريش را يادآور شده است كه يكى از آنها نيز عثمان بن عفّان است ، و شايد مقصود از اين جمله « يُلْعَبُ بِهِ : او را مىماليدند » آن باشد كه مروان بن حكم و ديگران عثمان را به هر گونه و به هر كجا مىخواستند مىكشيدند و او مردى بود ضعيف ، يا آنكه ضعيفنمايى مىكرد نه آنكه از نظر جنسى او را به بازى بگيرند .
طبرى در رويدادهاى سال 35 هجرى مىگويد : « على گفت : پناه بر خدا اى مسلمانان ! اگر در خانه مىنشستم عثمان به من مىگفت : ( تو مرا با خويشى و حقّى كه داشتم رهايم كردى ) ، و اگر سخن مىگفتم مروان از راه مىرسيد و هرگونه كه مىخواست او را به بازى مىگرفت و عثمان بازيچهاى مىشد در دست كسى كه او را - با وجود سالخوردگى و
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 230
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص٢٣٠