است » ( تذكرةالحفاظ ، ج 1 ، ص 42 ) .
ابن حجر مىگويد : « عبدالله در شام به بار شترى از كتب اهل كتاب دست يافت و در آنها مىنگريست و از آنها حديث مىگفت و به همين سبب بسيارى از پيشگامان تابعان از ستاندن حديث از وى دورى مىكردند » ( فتح البارى ، ج 1 ، ص 167 ) .
پس از اين همه نمىدانيم چرا اين گروه دسترسى عبدالله بن عمرو به اين كتب را تصديق مىكنند ، ولى دسترسى ائمّه عليهم السلام به نظاير آن را نمىپذيرند ؟
جفر احمر - كه براساس آنچه در خبر آمده - همان سلاح است و در دسترس ائمّه عليهم السلام بوده جاى شگفتى ندارد تا انگشت اتهام را سوى راويان آن بريم ، بهويژه آنكه اين حديث در صحيح بخارى ، جلد 4 ، صفحهء 101 و مسلم ، جلد 4 ، صفحهء 1903 آمده و بر اساس آن يكى از جنگ افزارهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله نزد امام زين العابدين عليه السلام بوده است و مسور بن مخرمه آن را طلب مىكند ، زيرا از آن مىهراسيده كه آن قوم ( يزيديان ) او را از آن حضرت به غارت برند .
به هر حال ثبوت دسترسى ائمّه عليهم السلام به جفر ابيض و جفر احمر را امرى شگفت نمىدانيم تا اينكه برخى از اهلسنّت بر انكار آن پاى بفشرند و از پذيرشش سرباز زنند .
نويسنده از مصحف فاطمه سخن به ميان مىآورَد و از بحارالانوار ، جلد 26 ، صفحهء 41 سه روايت نقل مىكند كه يكى از آنها از على بن سعيد به نقل از امام صادق عليه السلام است كه فرموده : « مصحف فاطمه نزد ماست كه
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 197
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٩٧