است ، زيرا احاديث مربوط به صحيفه را صحيح مىدانند و اعتقادى بدان ندارند كه امام عليه السلام از مردم روزگارش تقيّه مىكرده است .
آنگاه نويسنده از جفر ابيض و جفر احمر نام مىبرد ، و روايتى از ابوالعلاء را مىآورَد كه گفته است : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « جفر ابيض نزد من است . او مىگويد : عرض كردم : در آن چيست ؟ فرمود : زبور داوود و تورات موسى و انجيل عيسى و صحف ابراهيم عليهم السلام و حلال و حرام . جفر احمر نيز نزد من است .
او مىگويد : عرض كردم : در جفراحمر چيست ؟ فرمود : سلاح ؛ اين جفر براى خونريزى گشوده مىشود و صاحب شمشير آن را براى كشتن مىگشايد » ( اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 24 ) .
پاسخ وى چنين است كه دربارهء جفر ابيض هيچ دليلى براى انكار وجود آن نزد امامان اهلبيت عليهم السلام در ميان نيست ، زيرا ما از طريق افراد ثقه و معتمَد آگاه شدهايم كه كتابهاى مذكور نزد ائمه عليهم السلام بوده است و ما چگونه مىتوانيم سخن ايشان را ردّ و انكار كنيم ؟
اين در حالى است كه خود آنها ( اهل سنّت ) گفتهاند عبدالله بن عمرو بن عاص دو بارْ شتر از كتب اهل كتاب داشت . ابن كثير در تفسير القرآن العظيم ، جلد 1 ، صفحهء 4 آورده است كه :
عبدالله بن عمرو ( رض ) در روز يرموك به دو بارْ شتر از كتب اهل كتاب دست يافت و از آنها براى ما نقل و روايت مىكرد .
ذهبى مىگويد : « او به شمارى از كتب اهل كتاب دست يافته و در آنها پيوسته درنگ كرده و شگفتيهايى در آنها ديده
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 196
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٩٦