4 - بايد خمس را به شش بخش تقسيم كرد . سه بخش از آن براى امام است كه دفن مىشود يا به يك امانتدار سپرده مىشود و سه بخش ديگر ميان يتيمان آل محمّد و درماندگان و در راه ماندگان ايشان تقسيم مىشود ، زيرا تنها آنها مستحق آن هستند و در دسترس مىباشند و بر اين اساس بايد بدان عمل كرد .
نويسنده از اين اقوال چهارگانه نتيجه مىگيرد كه ، اگر چه در جزئيات ميان آنها اختلاف وجود دارد ، ولى هر چهار سخن در اين نكته مشتركاند كه خمس به سادات و مجتهدان داده نمى شود .
پاسخ به نويسنده اين است كه هزينه كردن نيم خمس براى يتيمان آل محمّد و مستمندان آنها و در راه ماندگانشان ، همان هزينه كردن بر سادات است ، زيرا سادات همان منتسبان به پيامبر صلى الله عليه و آله هستند و همان كسانى كه بخشى از خمس بديشان تعلّق مىگيرد ، و اين را پيشتر گفتيم .
آيا نويسنده در جستجوى تصريحى بيش از اين است ؟
عذر نويسنده كه خود را به دروغ و به باطل سيّد مىپندارد ، اين است كه او معناى صحيح اين واژه را نمىداند و او - چنانكه پيشتر گفتيم - گمان مىكند مقصود شيعيان از سيّد « عالم دينى » است و به همين سبب او را مىبينيم كه علما را سيد مىنامد و نزد او هر عالمى سيّد است و اين در همهء سخنان او كه گفته يا خواهد گفت آشكار است ، ولى سخن او در اينجا بر مفهومى چنين تصريح دارد . آيا خردپذير است كسى گمان كند به پيامبر صلى الله عليه و آله منتسب است و بر خود نام « سيّد حسين موسوى » نهد و همزمان مفهوم واژهء « سيّد » را نداند و آگاهى نداشته باشد كه سادات منتسبان به پيامبر صلى الله عليه و آله هستند ؟
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 171
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٧١