تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
آن مردى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و عرض كرد : « به پولى دست يافتم كه در جمعِ آن اغماض كردم ، آيا راهى براى توبه دارم ؟ امام عليه السلام فرمود : خمس آن را به من ده ، و آن مرد خمس مال خود را به امام عليه السلام داد . امام عليه السلام فرمود : ماندهء پول از آنِ توست و شخص هرگاه توبه كند مالش نيز با او توبه مىكند » ( من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 22 ) . پاسخ وى چنين است كه اين روايت سندى ضعيف دارد ، زيرا روايتى مرسل است كه شيخ صدوق از اميرالمؤمنين عليه السلام بى هيچ سندى روايت كرده است . با چشمپوشى از سند اين روايت ، مفهوم آن اين است كه آن مرد به اميرالمؤمنين عليه السلام عرض كرد : به پولى دست يافتم كه در جمع آن اغماض كردم ، يعنى در گرد آوردن آن ديده بر هم نهادم و آن را هر گونه كه پيش آمد از حلال و حرام فرا چنگ آوردم . امام عليه السلام به او مىفرمايد تا خمس مالش را بپردازد ، زيرا دادن خمس مال او موجب پاك گرداندن ديگر پولهاى او خواهد بود ، و چون او خمس مال خود را مىپردازد امام عليه السلام به او مىفرمايد : ماندهء پول از آنِ توست و شخص هرگاه توبه كند ، يعنى هرگاه از كسب آميخته به حرام به درگاه خدا توبه كند و خمس آن را بپردازد در حقيقت توبهء نصوح تحقّق مىيابد ، و مالش نيز با او توبه مىكند ، يعنى ماندهء پولش به دو باز مىگردد و آنچه شبهه ناك بوده پاك مىگردد و او مىتواند در آن دخل و تصرّف كند . اين حديث - چنان‌كه توضيح داديم - دلالت آشكار بر وجوب پرداخت خمس دارد و از همين رو امام عليه السلام به او مىفرمايد خمسش را