از طريق او ضعيف است ، زيرا در زنجيرهء راويان اين حديث نام حكم بن مسكين ديده مىشود كه در كتب رجال توثيق نشده است ( جامع الرواة ، ج 2 ، ص 542 ) .
با چشمپوشى از سند روايت ، آن دلالتى آشكار دارد بر اينكه خمس بايد از سوى شيعيان پرداخت شود ، زيرا مرد قماطى به امام عرض مىكند : ما مىدانيم كه حق شما در آنها بر ما ثابت است و ما در اينباره كوتاهى كردهايم . و اين دالّ بر آن است كه وجوب پرداخت خمس و كنار گذاشتن آن از سود سرمايه و تجارت نزد شيعيان امرى يقينى بوده است و امام عليه السلام سخن او را انكار نمىكند و به او مىفرمايد :
اگر ما شما را همان روز به اين كار تكليف كنيم بر شما انصاف نورزيدهايم .
يعنى اگر ما شما را مكلّف كنيم كه فوراً و بدون تأخير اين پول را كنار گذاريد با شما انصاف نكردهايم ، زيرا ما در گرفتن حقّمان بشتاب با شما رفتار كردهايم ، در حالى كه شما با محبّت و دوستى و ولايت با ما رفتار كردهايد .
از خيانتهاى نويسنده آن است كه وى كلمهء « اليوم » را در پايان حديث حذف كرده ، در حالى كه سخن امام عليه السلام چنين است :
« ما انصفناكم ان كلّفناكم ذلك اليوم » ، و اين چنان است كه شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه ، جلد 2 ، صفحهء 28 و شيخ طوسى در استبصار ، جلد 2 ، صفحهء 59 آورده است ، زيرا غرض نويسنده بيان معافيت مطلق خمس براى شيعيان بوده ، نه در آن هنگامِ خاص .
روايت هفتمى كه نويسنده بدان استشهاد مىكند همان روايتى است
الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 149
مساهمون: الشيخ علي آل محسن
ص١٤٩