است ، و جز در اين سه مورد به هيچ رو تصّرف جايز نيست » تا پايان كلام . گروهى از متأخّران و بلكه همهء ايشان از اين سخن و اين اجمال پيروى كردهاند » ( جواهر الكلام ، ج 16 ، ص 147 ) .
امّا روايت دومى كه نويسنده دربارهء معاف بودن شيعه از پرداخت خمس آورده همان روايتى است كه حكيم مؤذن بن عيسى روايت كرده و گفته است : « از امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء شريفه : « وَ اعْلَمُوا أنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَأنّ لِلَّهِ خُمُسَه وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذىِ الْقُرْبى » « 1 » پرسيدم . امام عليه السلام دو آرنج خود بر دو زانويش نهاد و با دست اشاره كرد و فرمود :
به خدا اين سود رسانىِ همه روزه است جز آنكه پدرم شيعهء خود را [ از پرداخت خمس ] معاف كرد تا پاك بمانند » ( كافى ، ج 2 ، ص 499 ) .
پاسخ نويسنده چنين است كه اين روايت سندى ضعيف دارد ، زيرا در آن نام محمد بن سنان ديده مىشود كه ضعيف است و پيشتر سخن از ضعف او رفت .
حكيم مؤذّن بن عيسى - چنانكه در كافى آمده - يا حكيم مؤذّن بن عبس - چنان كه در تهذيب و استبصار آمده - راوى ناشناختهاى است كه در كتب رجالى توثيق نشده است .
با چشمپوشى از ضعف سند اين روايت بايد گفت كه آن نيز همچون روايت پيش بر معافيت مطلق از خمس دلالت ندارد ، بل دليل آن است
هامش
( 1 ) - انفال / 41 ؛ بدانيد از هر چه غنيمت ستانديد يك پنج آن از خدا و رسول خدا ونزديكان اوست .