شمار كافى سلاح براى مقابله با نيازهاى ضرورى گرفت . همچنين به منظور انعقاد پيمان نظامى ، تماسهايى را با اتولىها - كه با شاه روابط تيرهاى داشتند - برقرار كرد :
او همه چيز را براى جنگ فراهم آورد .
( 4 ) بارى ، لئوس تن كه پيشبينى مىكرد جنگ بزرگى در پيش خواهد بود ، سرگرم چنين كارهايى شد . اسكندر ، به نوبهى خويش ، همراه با سپاهيان سبك اسلحه ، اقدام به لشكركشى عليه كاسىها كرد كه از اطاعت وى سرباز زده بودند .
اين مردمان كه از شجاعتى بىنظير برخوردار بودند ، در كوههاى ماد مىزيستند « 1 » .
آنان كه به دشوارىهاى منطقه دلخوش كرده ، بر توانايىهاى جنگى خويش مىباليدند ، هرگز زير يوغ بيگانگان نرفتند . در زمان پادشاهى پارس ، كاسىها ، تسليمناپذير باقى مانده بودند و اكنون نيز ، خود را مالك دارايىهاى خويش مىدانستند و از شجاعت مقدونيان ، هراسى به دل راه نمىدادند .
( 5 ) اما شاه پيش از آنان ، گردنهها را به اشغال خويش درآورد و بخش وسيعى از سرزمين كاسىها را ويران كرد . در هر رويارويى برترى را از آن خويش مىكرد ؛ بدينسان ، بسيارى از بربرها را كشت و شمار زيادى از آنها را اسير كرد .
كاسىها كه از هر سو شكستخورده و به واسطهى شمار اسراى جنگى سخت متأثر شده بودند ، ناچار شدند در مقابل آزادى اسيران ، يوغ بندگى را برگردن نهند .
( 6 ) آنان با سپردن جانومال خويش در دستان شاه - به شرط اطاعت از فرامين شاهى - از صلح بهرهمند شدند . اسكندر پس از آنكه اين مردمان را در مدّت 40 روز شكست داد و شهرهاى مهمى در اين سرزمين كوهستانى بنا كرد « 2 » ، اجازه داد تا سپاه نفسى تازه كند .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 7 ، 15 ، 1 - 3 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 72 ، 3 ) ؛ پولىين ( 4 ، 9 ، 31 ) . اين لشكركشى برقآسا عليه كوهنشينان زاگرس ، بىگمان يك شاهكار استراتژيك بود . امّا نتيجهى محسوسى را دربر نداشت ، همچنان كه ناكامىهاىA ntigonosLeBorgneآن را به اثبات مىرساند ( ديودور ، 19 ، 19 ، 4 - 8 ) .
( 2 ) . اين شهرهاى مهم ، هنگامى كه آنتيگونوس ، زاگروس را پشت سر گذاشت ، ديگر وجود نداشت .
شايد منظور تنها قرارگاههاى مستحكمى بودند كه شاه در اطراف آنها ، اميد به گردآوردن كوهنشينان داشت .