( 4 ) وقتى اسكندر به وسيلهى نئارك از پيشگويى كلدانيان آگاه شد ، سراسر وجودش را ترس فراگرفت و هرچه بيشتر به آوازهى ايشان در فرزانگى مىانديشيد ، ذهنش بيشتر مشوّش مىشد . سرآخر بيشتر دوستانش را به شهر فرستاد ، حال آنكه خويشتن با پيش گرفتن راه ميانبر ، از رفتن به بابل اجتناب كرد . اردو را در 200 استادى آنجا برپا كرد « 1 » و ديگر حركتى نكرد .
همگى غرق بهت و حيرت بودند . بسيارى از يونانيان از جمله آناكسارك فيلسوف « 2 » و دوستانش به ديدار وى آمدند .
( 5 ) آنان وقتى به انگيزههاى اسكندر پى بردند ، به استدلالهاى كارآمد فلسفى توسّل جسته ، نگرش اسكندر را چنان تغيير دادند كه او هرگونه پيشگويى ، به ويژه پيشگويىاى را كه نزد كلدانيان از ارج و ارزش والايى برخوردار بود ، به ديدهى تحقير نگريست .
از اينرو ، شاه كه گويى روح زخمخوردهاش با سخنرانىهاى فيلسوفان درمان شده بود ، پيشاپيش سپاه به بابل درآمد .
( 6 ) چون سربازان پيش از او به اين شهر وارد شده بودند ، اهالى به گرمى از آنان استقبال كردند . جملگى خويشتن را به تنآسايى و لذّات وانهادند :
آنان هر آنچه كه لازم بود به فراوانى در اختيار داشتند . بارى چنين بود وقايع اين سال .
هامش
( 1 ) . حدود 35 كيلومترى . ر . ك به : آريان ( 7 ، 16 ، 6 ) . بر پايهى نظر ژوستن ( 12 ، 13 ) اسكندر در بورسيا ( بورسيپا ) -Bursia / Borsippa- مستقر شد .
( 2 ) .( Anaxarque )؛ آناكسارك آبدرى فيلسوف ، شاگرد دموكريت و استاد پيرون -Pyrrhon- اسكندر را در سفرهاى طولانى همراهى مىكرد . وى كه قهرمان بسيارى از حكايات است ، گويى اسكندر را به سوى خودكامگى سوق داد زيرا با حكومت اشراف مخالف بود .
- ژوستن ( 12 ، 13 ) استدلال وى را در اين زمينه در چندين سطر خلاصه كرده است . ن . ك به :Th . Gomperz , AnaxarchundKalli sthenes , dans : Commentationesph ilologaeinhonore mTh . Mommseni ( 471 - 480 ) ; L . Eicke , veterumphilosoph orumqualiafuerin tdeAlexandromagn o judicia ( 1909 ) , p . 6