با پارسيان پر كرد . همچنين هزار تن از آنان را به نگهبانى هديش گمارد . در مجموع ، به همان اندازه كه به مقدونيان اطمينان مىكرد ، به آنها اعتماد داشت .
( 2 ) در اين گيرودار ، پوكس تس « 1 » نيز از راه رسيد و بيست هزار كماندار و فلاخنانداز پارسى را با خود همراه آورد كه شاه ، آنان را با سربازانى كه پيش از اين در اختيار داشت درآميخت : به يارى اين نوآورى بنيادين ، در تمامى سپاه ، به شيوهاى خردمندانه ، تركيبى متناسب و موافق نقشههايش اختيار كرد .
( 3 ) چون از همآغوشى مردان مقدونى و اسيران جنگى ، فرزندان پسرى به دنيا آمد ، شاه تعداد اين فرزندان را به دقت بررسى كرد . با اينكه حدود 10 هزار تن بودند ، شاه به جملگى ، خرجى لازم را داد تا همچون مردانى آزاد ، آنان را بزرگ كنند و آنها را به دست آموزگارانى سپرد تا ايشان را به شايستگى تعليم دهند . « 2 »
آنگاه شوش را همراه سپاه ترك گفت ؛ تا دجله پيشروى كرد و آن را پشت سر نهاد و اردويش را در دهكدههايى موسوم به « كارين » « 3 » برپا كرد . « 4 »
( 4 ) آنگاه در مدت 4 روز از سيتاكن « 5 » عبور كرد و به محلى معروف به « سامبانا » « 6 » درآمد . 7 روز در آنجا ماند تا به سپاه استراحت دهد ؛ سپس در عرض 2 روز به نزد كسانى رسيد كه « كلونها » « 7 » ناميده مىشوند . در اينجا ، اكنون ، جماعتى از بئوسيان زندگى مىكنند كه هنگام لشكركشى خشايارشا از ميهنشان رانده شدند و هنوز آداب و رسوم اجدادى خويش را از ياد نبرده ، آن را حفظ كردهاند .
( 5 ) در واقع ، آنها به 2 زبان تكلم مىكنند : اگرچه به واسطهى يكى از زبانهايى كه تكلم مىكنند به بربرها شبيهاند ، ولى در زبان ديگر ، شمار بسيار زيادى از واژگان يونانى و نيز ، برخى از آداب و رسوم يونانى را به دقّت حفظ كردهاند .
هامش
( 1 ) .Peukestes( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 7 ، 12 ، 1 - 2 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 4 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 71 ، 5 )
( 3 ) .Cariens( 4 ) . « كارينها » به دستور داريوش اوّل در ميانرودان مستقر شدند .
( 5 ) .Sittakene( 6 ) .Sambana( 7 ) .Kelones