هارپال « 1 » واگذار شده بود « 2 » . امّا شاه همينكه به سوى هند لشكر كشيد ، وى ديگر اميدى به بازگشتش نداشت و خود را غرق لذّات و خوشگذرانىها كرد . او كه خشترپاون سرزمين پهناورى شده بود ، شروع به عشقبازىهاى نامشروع ، همچنين تجاوز به زنان بربر كرد و بخش عظيمى از خزانه را صرف خوشگذرانىهاى بىحد و حصر كرد . با وجود اين وقتى از خليج فارس « 3 » ، بهرغم فاصلهاى كه وجود داشت ، ماهىهاى فراوان آورد و اينچنين ، شيوهى زندگى پر هزينهاى را پيش گرفت ، سخنان غضبناكى نثارش كردند .
( 5 ) آنگاه مشهورترين روسپى آتن به نام پىتيونيكه « 4 » را نزد خويش فراخواند .
تا وقتى اين زن زنده بود هداياى در شأن شاه به وى ارزانى مىكرد و وقتى درگذشت با هزينهى هنگفتى وى را به خاك سپرد و برايش مقبرهى گرانبهايى در آتيك بنا كرد . « 5 »
( 6 ) آنگاه روسپى آتنى ديگرى به نام گلىسر « 6 » را فراخواند و زندگى پرهزينهاى را در ميان زرقوبرق بىاندازه پى گرفت . از ديگر سوى ، چون در پى آن بود كه مأوايى براى خويش دست و پا كند و خود را در برابر ضربات غيرمنتظرهى سرنوشت ايمن سازد ، مردم آتن را سرشار از لطف و نيكوكارى خويش كرد .
امّا اسكندر پس از بازگشت از هند ، چند تن از خشترپاونهايى را كه اتهاماتى
هامش
( 1 ) .( Harpale )؛ هارپالوس( Harpalus )در ترجمهى فرد هوفر
( 2 ) . در متن آريان و كنت كورث افتادگى وجود دارد . بنابراين ديودور تنها منبع ما در روايت اين ماجرا است ( به همراهى اشارهى بسيار ناقصى در متنContreDemostheneهيپريد . )
دربارهى رسيدگى به امور مالى توسط هارپال ؛ ن . ك به :G . T . Griffith , AlexandertheGrea tandanexperiment ingovernment , proc . oftheCambridge phil . soc , ( 1964 ) , pp . 23 - 39( 3 ) .( GolfePersique )؛ در ترجمهى فرد هوفر به جاى خليج فارس ، درياى سرخ( MerRouge )آمده است .
( 4 ) .Pythionike( 5 ) . دربارهى پىتيونيكه ر . ك به :A . Diller , Racemixtureamong theGreeksbeforeA lexander , IllinoisStudiesi nlanguageandlitt . 20 ( 1937 ) , p . 151( 6 ) .Glycere