108 .
( 1 ) در اين اثنا ، سى هزار جوان پارسى - كه از حيث وقار و نيروى جسمانى ، گلچين شده بودند - به شوش درآمدند .
( 2 ) براساس دستور شاه ، به عضويت سپاه درآمده بودند و در تمامى مدّت ، از طرف سربازان رسمى پشتيبانى شده ، زير نظر مربيان نظامى مشق مىديدند . جملگى ، سر تا پا ، به شيوهى مقدونى تجهيز شده بودند .
آنان اردوى خويش را مقابل شهر برپا كرده و وقتى در حضور شاه آمادگى خويش را در تمرينات نظامى به نمايش گذاردند ، پاداش هنگفتى دريافت داشتند .
( 3 ) وقتى مقدونيان از گذشتن از گنگ « 1 » خوددارى كرده و در نشستها ، اغلب بانگ مخالف سر داده ، اعتقاد و ايمان اسكندر را مبنى براينكه آمون پدرش است « 2 » ، به ريشخند گرفتند ، وى يگان پارسى را كه به شيوهى همگنى از يك ردهى سنى تشكيل شده و مىتوانست به جاى فالانژ مقدونى به كار آيد ، به خدمت گرفت . چنين بود وضع و حال اسكندر .
( 4 ) نگهدارى و مراقبت از خزانهى بابل و خزانهى درآمدهاى عمومى به
هامش
( 7 ، 4 ، 4 - 8 ) ؛ كنت كورث به شرح آن نمىپردازد ، ولى در مبحثى ( 10 ، 3 ، 2 ) به آن اشاره مىكند .
- همچنين ن . ك به گزارش مبسوط خارس ميتيلنى :Charesdemitylene , Fr . Gr . hist . 125 fr . 4 ( Athenee , 12 , 54 , 538 b - 539 a ; cf . Elien , var . hist . 8 , 7 )- بر پايهى نظر آريستوبول( Fr . Gr . Hist . 139 fr . 52 )اسكندر با اين دو ازدواج كرد : الف - استاتيرا ( يا به عبارتى بهتر بارسينه -Barsine- ) دختر داريوش سوّم ( كودمان ) . ب - يكى از دختران اردشير سوّم ( اوخوس ) . ن . ك به :J . Vogt , DieTochterdesGro sskonigsundpausa nias , Alexander , Caracalla , festschrifto . weinreich ( 1952 ) , pp . 175 - 178( 1 ) . ديودور در اينجا مرتكب اشتباه شده و منظور وى ، رود هيفاز مىباشد ؛ اما در زمان ديودور نظر عمومى اين بود كه اسكندر تا گنگ پيش رفته است : اين عقيدهى نويسندهى - نه چندان دانشمند - كتابPeripl edelamerErythreeمىباشد .
( 2 ) . دربارهى آزادى بيانى كه مقدونيان در طى نشستها از آن بهره مىگرفتند ( و سوءاستفاده مىكردند ) ر . ك به : پوليب ( 5 ، 27 ، 6 ) ؛ همچنين :F . Granier , DieMakedonischeH eeresversammlung ( 1931 ) , p , 17- آريان ( 7 ، 8 ، 3 ) و ژوستن ( 12 ، 11 ) به اين تمسخرها و ريشخندها اشاره كردهاند .