( 3 ) اسكندر آنگاه به سوى گدروزى « 1 » پيشروى كرد . چون در امتداد دريا حركت مىكرد با مردمى وحشى كه همچون حيوانات مىزيستند ، برخورد كرد . « 2 »
( 4 ) در واقع ، اهالى اين سرزمين از به دو تولّد تا پيرى ، ناخنهايشان را بلند مىكردند و موهاى ژوليدهشان را نگه مىداشتند . چهرهاى آفتاب سوخته داشتند و خود را با پوست حيوانات مىپوشاندند .
( 5 ) براى تغذيهى خويش ، گوشت نهنگهايى را كه موج به ساحل مىآورد ، مىدريدند . آنها خانههاى خويش را به روش زير مىساختند : ابتدا ديوارها را بنا مىكردند ، آنگاه سقف را با دندههاى نهنگ - كه از آن تيرهاى 18 ارشى مىگرفتند - مىساختند . براى پوشش سقفها ، از پوستهاى فلسدار ، به جاى سفال ، استفاده مىكردند .
( 6 ) اسكندر به دليل نبود آذوقه ، سرزمين اين مردمان را با دشوارى پشت سر گذارد . آنگاه به منطقهاى غيرمسكونى درآمد كه فاقد هر آنچه بود كه براى زندگى ضرورى مىنمود . چون قحطى موجب مرگ بسيارى از سربازان شد ، بيمارى نيز بر سپاه مقدونى عارض شد « 3 » ؛ در اين هنگام ، غم و نگرانى زايدالوصفى وجود اسكندر را فراگرفت .
در واقع ، چقدر دردآور است ديدن مرگ بىافتخار دليرمردانى كه پيش از اين با سلاحهاى خويش همگان را مقهور خود ساخته بودند و اينك در نهايت تهىدستى و در ميان سرزمينى بىآب و علف جان مىسپارند .
( 7 ) از اينرو ، سربازان سبك اسلحه را به پارتين « 4 » ، درانگيان « 5 » و
هامش
( 1 ) . دربارهى گدروزى ( مكران ) ن . ك به :R . N . Frey , RemarksonBaluchi history , CentralAsiaticjo urnal . 6 ( 1961 ) , pp 41 - 50( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 10 ، 8 )
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 10 ، 13 ) و آريان ( تاريخ هند ، 36 ، 3 )
( 4 ) .( Parthyene )؛ سرزمين و ايالت پارت كه در كتيبههاى پادشاهان هخامنشى نيز تحت نام « پرثو » از آن نام برده شده است . اين سرزمين در جنوب شرقى درياى هيركانى واقع و در دورهى هخامنشى از ايالات امپراتورى بود .
( 5 ) .( Drangiane )؛ نامى است كه مورخان يونانى به سرزمين واقع در مسير سفلاى رود هيرمند اطلاق -