آنكه شمار كشتگان بالغ بر دهها هزار تن مىشد . تمامى مردمان همسايه ، هراسناك از كشتار و نابودى اين مردم ، در برابر شاه سر تمكين فرود آوردند . « 1 »
( 8 ) اسكندر برآن شد شهرى بر كرانهى اقيانوس بنا كند . او پس از آنكه لنگرگاهى مصون از باد و در نزديكى آن ، جاى مناسبى پيدا كرد ، يك اسكندريه در اين مكان بنا نهاد .
105 .
( 1 ) اسكندر گردنهها را پشت سر گذارد « 2 » و وارد سرزمين اوريتها « 3 » شد ، كه آن را خيلى زود مطيع خويش ساخت . اوريتها شبيه هنديان بودند و تنها در يك رسم عجيب و باورنكردنى با آنها فرق داشتند .
( 2 ) در واقع ، نزد آنها خويشاوندان نزديك متوفى ، برهنه و مسلح به نيزه ، جسد را براى قرار دادن در بيشههايى كه دشت را مىپوشاندند ، حمل مىكردند .
آنها ، در اين زمان ، جامههاى متوفى را از تنش درمىآوردند و جسد را غذاى حيوانات وحشى مىكردند ؛ آنگاه پس از تقسيم جامهها بين خود ، براى قهرمانان دنياى زيرزمين « 4 » قربانى مىكردند و جشنى براى اعضاى خانواده برگزار مىكردند .
هامش
( 1 ) . از ميان آنها ، گدروزيان قابل ذكرند .
( 2 ) . در اينجا توضيحى مهم ارائه شده است . اچ . پوتينگر ، 2 راهى را كه از سند( Sindh )به لاسبلا( LasBela )منتهى مىشوند ، شرح داده است : يكى راه حيدرآباد به بلا از طريق كوه و ديگرى ، كراچى به بلا از طريق دشت . ر . ك به :H . Pottinger , TravelsinBelooch istanandsindh ( 1816 ) , p . 298- ش . ماسون راه نخستين را در پيش گرفت . ر . ك به :Ch . Masson , VariusJourneysII ( 1844 ) , pp . 158 - 162 ; cf . Iv , p . 297بنابراين مىتوان نظر لاسن را پذيرفت كه اشاره مىكند كه اسكندر با آمدن از پاتالا ، راه كوهستان را در پيش گرفت . ن . ك به :Lassen , op . Cit . , II ( 1852 ) , p . 187 , n . 2( 3 ) .Orites( 4 ) .( Herosd umondesouterrain )؛ مقصود ديودور در اينجا ، احتمالا خدايان دنياى زيرزمين يونان و روم ؛ هادس ، خداى اموات و فرمانرواى دنياى زيرزمين ( اقامتگاه ارواح -enfersو دوزخ -tartare) و جمعى از شياطين و اجنه مانند خيرون( charon )و غيره است . هادس در اقامتگاه ارواح با كمال بىرحمى بر اموات حكومت مىكرد و به هيچيك از آنان اجازهى بازگشت به دنياى زندگان نمىداد . پرسفون دختر دمتر نيز كه دخترى سنگدل و بىرحم بود ، شريك سلطنت وى بود .