( 7 ) بارى چنين بود تيرهبختىهايى كه بر سر مردمانى موسوم به برهمنها « 1 » آمد . آنانى كه جان بهدر برده بودند با شاخههاى در دست ، التماسكنان براى عفو و بخشش نزد وى آمدند ، او مسببين اصلى را مجازات كرد و از گناهان ديگران درگذشت . امّا شاه سامبوس از مهلكه گريخت و با سى فيل به سرزمين آن سوى ايندوس پناه برد « 2 » .
103 .
( 1 ) آخرين شهر برهمنها ، موسوم به هرمتهليا « 3 » ، به واسطهى شجاعت ساكنين و صعبالعبور بودن ، براى ساكنين آن ايمن مىنمود . بارى ، اسكندر چند تن از سربازان زبده را شتابان فرستاد و به آنان دستور داد با دشمن درگير شوند و در صورتى كه اينان از شهر بيرون آمدند ، كمى عقبنشينى كنند « 4 » .
( 2 ) وقتى به بارو يورش بردند ، رقيب ، آنها را - كه 500 تن بودند - به ديدهى تحقير نگريست .
وقتى سه هزار سرباز براى حمله به آنان از شهر خارج شدند افراد ما وانمود به ترس كرده ، راه فرار را در پيش گرفتند .
( 3 ) امّا شاه با مشتى سرباز ، جلوى تعقيبكنندگان را گرفت و نبرد سختى را با آنان آغاز كرد : بخشى از بربرها كشته ، باقى اسير شدند . اما بين همراهان شاه ، شمارى زخمى شدند كه خطرات جدى آنها را تهديد مىكرد « 5 » .
( 4 ) شمشير بربرها به زهر كشندهاى آغشته شده بود و چون آنها به تأثيرش اطمينان داشتند ، پذيرفتند جنگ قطعى را آغاز كنند . زهر از بعضى مارها گرفته مىشد كه آنها را شكار مىكردند و جسدشان را در معرض آفتاب قرار مىدادند .
هامش
( 1 ) .Brahmanes( 2 ) . دربارهى فرار سامبوس ؛ ر . ك به : آريان ( 6 ، 16 ، 4 )
( 3 ) .Harmatelia( 4 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 8 ، 18 ) . ترفند جنگى قديمى كه براى مثال ، فيليپ پنجم از آن استفاده كرده است . ر . ك به : پوليب ( 8 ، 14 )
( 5 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 8 ، 21 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 10 ) ؛ استرابون ( 15 ، 2 ، 7 ) ؛ سيسرون ( پيشگويى ، 2 ، 135 ) . آريان از اين رويداد سخنى به ميان نمىآورد . مترجم فرانسوى اين كتاب ، بررسى مبسوطى در اين زمينه به عمل آورده است ؛ ر . ك به : مجلهى مطالعات باستان ، ش 61 ، 1969 ، صص 320 - 337