اعلام كرد ، آنگاه عليه مردمان همسايه لشكر كشيد .
وى دريافت كه آگالاسىها « 1 » - چنين ناميده مىشوند - چهل هزار پيادهنظام و 3 هزار سوارهنظام گرد آوردهاند . با آنها جنگيد و پيروز شد و بيشتر آنان را از دم تيغ گذراند . اسكندر ، كسانى را كه جان به در برده بودند - پس از محاصره و تصرف شهرهاى همجوارى كه به آنها پناه برده بودند - به بردگى كشاند .
( 4 ) ديگر اهالى ، گرد هم آمده و 20 هزار تن از آنان به شهر بزرگى پناه جستند : او اين شهر را با حمله به تصرف خويش درآورد ؛ امّا چون هنديان سنگرهايى برپا كرده و از فراز خانههايشان ، سخت مىجنگيدند ، اسكندر شمار نسبتا زيادى از مقدونيان را - كه با يورش در پى گشودن راهى براى خويش بودند - از دست داد .
( 5 ) از روى خشم ، شهر را به آتش كشيد و بيشتر اهالى را در آتش سوزاند .
حدود 3 هزار تن از اهالى كه جان به در برده بودند ، به ارگ پناه بردند . چون با شاخههايى در دست التماسكنان از او طلب رحم و بخشش كردند ، آزادى را به آنها بازگرداند .
97 .
( 1 ) آنگاه همراه با دوستانش بر كشتى در نشست و رود را تا محل تلاقى جريان آب رودهاى مذكور و ايندوس دنبال كرد . تلاقى چندين جريان تند در يكجا ، گردابهاى مخوف بسيارى را پديد مىآورد كه كشتىها را در ميان مىگرفت و درهم مىشكست . ملوانان ، بهرغم خبرگى ، از پس سرعت و شدت جريان تند آب برنمىآمدند : دو كشتى جنگى غرق شدند و چندين كشتى ديگر به گل نشستند .
( 2 ) كشتى درياسالار نيز - به نوبهى خويش - در تندآبهايى گرفتار آمد ، به طورى كه شاه بدترين خطرات را از سرگذراند . اسكندر كه مرگ را پيش چشمانش مىديد ، جامگانش را از تن به در كرد و با بدنى برهنه ، به هر چيزى كه در دسترساش قرار مىگرفت و مىتوانست سهمى در نجاتش داشته باشد ، چنگ
هامش
( 1 ) .( Agalassiens )؛ ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 4 ، 4 - 8 ) ؛ اين قبيله شناخته نشده است .