كه در ميان مصائب و پيكارها به سر مىبردند ، دريافت كه لازم است براى اين لشكركشى - عليه گانگاريدها - با سخنرانىاى مناسب حال ، سپاه را تهييج كند .
( 2 ) در واقع ، بسيارى از سربازان كشته شده بودند و هيچكس فكر نمىكرد كه روزى جنگ پايان گيرد . همچنين بر اثر راهپيمايىهاى بىوقفه ، سم اسبان ، ساييده شده و بيشتر جنگافزارها بهخاطر استعمال بيش از اندازه ، كند شده بودند و سربازان در نبود جامگان يونانى ، ناگزير شدند از پارچههاى بربرها استفاده كرده ، جامههاى هنديان را در بركنند . « 1 »
( 3 ) وانگهى ، برحسب اتفاق ، بارانهاى سيلآسا به مدت 70 روز باريدن گرفت : پىدرپى رعد مىغريد و برق مىزد . اسكندر با ملاحظهى اين كه تمامى اين مسائل ، سدى در برابر اقدامش ايجاد كردهاند ، براى تحقق آرزوهايش ، تنها به يك راه اميد بست و آن ، اين بود كه از طريق محبّت و بندهنوازى ، سربازانش را وادارد كه حسننيت خويش را ابراز دارند .
( 4 ) بههمين دليل ، به آنان اجازه داد منطقهى ساحلى رود را كه سرشار از غنايم بسيار بود ، غارت كنند . از ديگر سوى ، در طى روزهايى كه سپاه سرگرم غارت بودند ، زنان و فرزندان سربازان را گردهم آورد و براى زنان سهم ماهانهاى از گندم برقرار كرد و به فرزندان مقرّرى فوقالعادهاى ، متناسب با رتبهى پدرانشان ، تخصيص داد .
( 5 ) وقتى سربازان بازگشتند ، با چپاول سرزمين ، ميزان زيادى دارايى - از هر رقم - يافته بودند . اسكندر آنها را به مجمع عمومى فراخواند و دربارهى لشكركشى عليه گانگاريدها ، سخنرانى پرنغزى ايراد كرد ، امّا چون مقدونيان به هيچ روى موافق نبودند ، از اين اقدام چشم پوشيد كرد .
95 .
( 1 ) چون تصميم گرفته بود حدود قلمروى لشكركشى را در اين مكان به پايان برساند ، قربانگاههايى به بلنداى 50 ارش و به افتخار 12 ايزد ، برافراشت « 2 » .
هامش
( 1 ) . تصويرى تأثرانگيز كه بىگمان از كليتارك برگرفته شده است . ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 3 ، 2 و 9 ، 3 ، 10 ) [ خطابهى كويى نوس ] . منظور از « پارچههاى بربرها » ، پارچههايى از جنس كتان بوده است .
( 2 ) . دربارهى اين قربانگاهها ، ر . ك به : كنت كورث ( 9 ، 3 ، 19 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 62 ، 4 ) ؛ آريان ( 5 ، 29 ، 1 - 2 ) .