( 5 ) بارى ، هر بينندهاى با مشاهدهى مجموعهى اين تداركات ، احساس مىكرد شهرى پيش روى اوست . در واقع ، بهخاطر مكانى كه اشغال كرده بودند به برجهايى شبيه بودند ، حال آنكه سربازانى كه بين آنها جاى گرفته بودند ديوار ميانى برجها را در ذهن تداعى مىكردند .
اسكندر پس از پى بردن به تداركات دشمن ، سپاه را آراست تا به اين آرايش پاسخ دهد .
88 .
( 1 ) جنگ شروع شد و در آغاز ، تقريبا تمام ارابههاى هندى به وسيلهى سوارهنظام اسكندر درهم شكسته شدند . اما آنگاه از برترى جسمى و نيروى فيلها به گونهاى شايسته بهره گرفته شد . برخى از مقدونيان همراه با جنگافزارشان زير پاى فيلها قرار مىگرفتند ، استخوانهايشان خرد مىشد و از پاى در مىآمدند ؛ حيوان برخى ديگر را با خرطومش از كمر مىگرفت و به هوا بلند مىكرد ، آنگاه با قدرت بر زمين مىكوفت و اينچنين به سختى هلاك مىشدند . همچنين بدنهاى بسيارى با عاج فيلها سوراخ مىشد و آنان با بدنى مجروح جان مىسپردند .
( 2 ) با وجود اين ، فرجام جنگ نامعلوم بود ، زيرا مقدونيان با گستاخى به رويارويى با خطر مىشتافتند و با نيزههاى بلند خويش ، هنديانى را كه بين حيوانها جاى گرفته بودند ، از پاى درمىآوردند .
( 3 ) آنگاه كه تيرها بدن فيلها را سوراخ سوراخ كرد ، چون بر اثر جراحات بسيار ، از همه جاى بدن درد مىكشيدند ، هنديانى كه بر پشتشان سوار بودند ، ديگر نمىتوانستند پرش حيوانات خويش را كنترل كنند ؛ در واقع ، خود را به كنارى مىكشيدند و با پرشى مقاومتناپذير ، به سوى ستونهاى هنديان مىشتافتند و نيروهاى خودى را زير پاها لگدمال مىكردند .
( 4 ) در پى آشفتگى همه جانبه ، پوروس سوار بر تنومندترين فيل ، بر اوضاع نظرى افكند « 1 » . چهل حيوان را كه هنوز وحشت بر آنها مستولى نشده بود ، دور
هامش
( 1 ) . رشادت و جنگاورى پوروس در نوشتههاى ديودور و كنت كورث ( 8 ، 14 ، 32 ؛ 38 ؛ 39 - 40 ) جايگاه ويژهاى را به خود اختصاص داده است . آريان ( 5 ، 18 ، 4 - 5 ) تنها مىگويد كه او با شجاعت جنگيد و پس از آنكه جراحتى بر شانهى راستش وارد آمد ، ناچار به عقبنشينى شد .