خود كرده بودند و بسيارى از مقدونيانى را كه جسورانه حمله مىكردند ، از پاى درآوردند « 1 » . امّا وقتى تسطيح زمين به پايان رسيد و منجنيقها و ساير ادوات جنگى آمادهى شليك شدند « 2 » و وقتى روشن شد كه شاه از محاصره دست نخواهد كشيد ، در اين زمان ، ترس سراسر وجود هنديان را فراگرفت !
اسكندر كه با خردمندى ، آنچه را كه در حال روى دادن بود از قبل پيشبينى كرده بود ، نيرويى را كه در گردنه سنگر گرفته بودند ، عقب كشيده و اينچنين ، مفرّى براى هركسى كه مىخواست صخره را ترك گويد ، باقى گذارد « 3 » . بربرها كه از توان نظامى مقدونيان و ميلى كه شاه براى كسب افتخار داشت ، ترسيده بودند شبانگاه صخره را رها كردند « 4 » .
86 .
( 1 ) اسكندر كه اينچنين با يك نيرنگ جنگى ، هنديان را فريب داده بود « 5 » بىآنكه جنگ كند ، صخره را به تصرف خويش درآورد . به راهنما پاداش موعود را داد و با سپاهش محاصره را رها كرد .
( 2 ) آفريكس « 6 » هندى « 7 » در اين هنگام با 20 هزار سرباز و 15 فيل در آن حوالى به سر مىبرد . افرادى كه اين مرد را كشتند ، سرش را براى شاه بردند و در ازاى اين كار نيك ، نجات خويش را تضمين كردند .
( 3 ) شاه اين اشخاص را در سپاهش گنجاند و فيلهايى را كه در دشت مىگشتند ، به دام انداخت . پس از آن كه به رود ايندوس رسيد ، كشتىهاى جنگى سى پارويى را آمادهى حركت يافت و مشاهده كرد كه پلى از قايقها بر روى رود
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 8 ، 11 ، 10 - 19 ) ؛ آريان ( 4 ، 29 ، 5 )
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 4 ، 29 ، 7 ) و ( 4 ، 30 ، 1 )
( 3 ) . ايفى كرات به چنين ترفندى توسل جسته است . ر . ك به : پولين ( 3 ، 9 ، 3 ) . شايد ديودور از مجموع حيلهها و ترفندهاى جنگ ، بدين حيله توسل جسته ، آن را روايت كرده است .
( 4 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 8 ، 11 ، 20 - 23 ) ؛ آريان ( 4 ، 30 ، 3 - 4 )
( 5 ) . ر . ك به : سيسرون( ad . Att . 5 , 20 ). همچنين ن . ك به : ديودور ( 20 ، 30 ، 1 ) و ( 20 ، 67 ، 4 )
( 6 ) .Aphrikes( 7 ) . ن . ك به : كنت كورث ( 8 ، 12 ، 1 - 3 ) ؛ آريان ( 4 ، 30 ، 7 - 8 )