ساخته شده است . سپس ، به نيروها سى روز استراحت داد ؛ به افتخار خدايان ، قربانىهاى باشكوهى كرد و سپاهش را از رود عبور داد « 1 » .
در اين حين ، رخدادى شگفتانگيز به شيوهاى غيرمنتظره برايش روى داد .
( 4 ) وقتى تاكسيل شاه « 2 » درگذشت ، پسرش موفيس « 3 » - وارث تاجوتخت - با اسكندر كه در سغديان به سر مىبرد روابط سياسى برقرار كرد : او وعده داده بود كه در لشكركشى عليه حريفان هندى اسكندر ، شركت جويد و در اين زمان ، نمايندگانى را فرستاد و اظهار كرد كه [ تاج ] شاهىاش را تقديم مىدارد .
( 5 ) امّا شاه كه هنوز 40 استادى دور نشده بود احساس كرد موفيس سپاهش را ، براى نبرد آراسته است ؛ فيلهايش را آماده كرده ، همراه يارانش به پيكار با اسكندر شتافته است . اسكندر با مشاهدهى نزديك شدن سپاهى بزرگ كه براى نبرد آراسته شده بود و با گمان اينكه وعدههاى هندى ، چيزى جز دامى براى حملهى ناگهانى بر مقدونيان نبود ، به شيپورچيان دستور داد شيپور خطر را به صدا درآورند و پس از آنكه سپاه را براى نبرد آراست به رويارويى هنديان شتافت .
( 6 ) موفيس ، به نوبهى خويش ، با مشاهدهى آشفتگى مقدونيان و با حدس آنچه روى داده بود ، سپاه را برجاى گذارد و با اسب ، همراه چند تن از مردانش ، پيش آمد . او مقدونيان را از اشتباهشان بيرون آورد و خود و سپاه را تسليم شاه كرد . « 4 »
( 7 ) اسكندر با خرسندى ، پادشاهى را به وى بازگرداند و از آن پس ، چون دوست و متحدى با وى رفتار كرد . همچنين نام وى را به تاكسيل تغيير داد « 5 » . بارى چنين بود آنچه در اين سال روى داده بود .
هامش
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 4 ، 30 ، 9 ) و ( 5 ، 3 ، 5 ) ؛ كنت كورث ( 8 ، 12 ، 4 )
( 2 ) .Taxile( 3 ) .( Mophis )؛ ديودور از اين شاهزاده با نام موفيس ياد مىكند ؛ كنت كورث ( 8 ، 12 ، 5 ) او را امفيس -Omphis- مىنامد حال آنكه آريان ( 4 ، 22 ، 6 و 5 ، 3 ، 5 - 6 ) او را به نام خاندانش ، تاكسيل( Taxile )مىخواند .
( 4 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 8 ، 12 ، 7 - 10 ) ؛ آريان از اين رويداد سخنى به ميان نمىآورد .
( 5 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 8 ، 12 ، 14 )