دايرهاى تمام را تداعى مىكرد . افزون براين ، در جنوب از طريق ايندوس - بزرگترين رودخانهى هند - آبيارى مىشد ، حال آنكه از سمتهاى ديگر سرازيرىهاى غيرقابل دستيابى و آبكندهاى ژرف ، آن را دربرمىگرفت . « 1 »
( 4 ) اسكندر پس از پى بردن به دشوارىهاى منطقه ، از يورش بر صخره چشمپوشى كرده بود كه ناگهان پيرمردى همراه با 2 پسرش به ديدارش آمد . « 2 »
( 5 ) اين مرد بسيار تهىدست بود و زمانى طولانى در اينجا روزگار گذرانده بود . او در غارى مىزيست كه داراى نيمكتهاى سنگى برجستهاى بود كه حتى بر روى صخره نيز تراشيده شده بودند . او با پسرانش شب را در آنجا سپرى مىكرد .
اين امر موجب شده بود كه وى دانش زيادى از اين مناطق به دست آورد .
بارى ، اين مرد به ديدار اسكندر آمد و پس از آنكه وضعيت خويش را تشريح كرد ، وعده داد كه او را از ميان دشوارىهاى منطقه راهنمايى كرده ، موقعيتى را به اشغال او درآورد كه از آنجا بتواند بر بربرهايى كه صخره را تسخير كرده بودند ، سيطره يابد .
( 6 ) اسكندر پاداشهاى كلانى را به او وعده داد . آنگاه پيرمرد را به عنوان راهنما با خود همراه كرده ، گردنهاى را كه به صخره منتهى مىشد تسخير كرد « 3 » و چون گريزگاه ديگرى وجود نداشت ، بربرها را احاطه و آنها را در محاصرهاى گرفتار كرد كه هيچ اميدى براى رهايى از آن وجود نداشت . آنگاه به لطف نيروى كار پرشمارى كه در اختيار داشت ، آبكندى را كه در پاى صخره گسترده شده بود ، پر كرد « 4 » . در اين حال به صخره نزديك شد و محاصره را به شدت پى گرفت و به مدت 7 روز و 7 شب ، بىوقفه با يورشهاى پياپى حمله كرد .
( 7 ) بربرها چون بلندىها را در اشغال خويش داشتند ، در ابتدا برترى را از آن
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 8 ، 11 ، 6 - 7 ) ؛ آريان ( 4 ، 18 ، 3 ) ؛ استرابون ( 15 ، 1 ، 8 ) . ديودور در اينجا توصيفى روشمندانه ارايه داده است . امّا در واقع ، صخره در پيچ و خم رود ايندوس واقع شده است .
( 2 ) . كنت كورث نيز به حضور پيرمرد اشاره كرده است . آريان ( 4 ، 29 ، 1 - 4 ) از سربازى فرارى سخن به ميان مىآورد كه با منطقه آشنايى كامل داشت .
( 3 ) . ر . ك به : آريان ( 4 ، 29 ، 2 )
( 4 ) . ر . ك به : آريان ( 4 ، 30 ، 1 - 2 ) ؛ كنت كورث ( 8 ، 11 ، 9 )