آنها از آنچه كه در انتظارشان بود ، هيچ نمىدانستند .
( 2 ) اما اسكندر همچنان نسبت به آنان كينهاش را نگه داشته بود . نيروهايش را به حالت آمادهباش درآورده ، به تعاقب بربرها پرداخت و به شيوهاى غيرمنتظره ، يورش برد و تلفات سنگينى بر آنها وارد كرد . مزدوران در ابتدا بانگ برآوردند كه بر خلاف سوگند ياد شده در پيمان ، با آنها جنگ شده است و از خدايان كه قربانى عمل كفرآميز اسكندر شدند ، طلب يارى كردند ؛ اما وى با نعرهاى بانگ برآورد : « او با آنها توافق كرده است كه شهر را ترك گويند و نه اينكه براى هميشه دوستان مقدونيان شوند . « 1 » »
( 3 ) در اين زمان ، مزدوران ، بىآنكه از اين خطر بزرگ هراسيده و دلسرد شوند ، ستونهايشان را به هم فشرده و آرايشى دايرهوار اتخاذ كردند كه زنان و فرزندان در وسط آن جاى داشتند تا از اين طريق با عزمى راسخ در برابر مهاجمانى كه آنها را دربرگرفته بودند ، ايستادگى كنند . در پرتو بىباكى و شجاعتشان در جنگ ، اينان كه اميدى به نجات جان خويش نداشتند ، سخت مىجنگيدند ؛ حال آنكه مقدونيان مىخواستند از حيث شجاعت خود را كمتر از بربرها نشان ندهند . براى همين ، نبرد به گونهاى هراسانگيز پى گرفته شد .
( 4 ) بدينسان ، در اين نبرد تنبهتن كه در آن جنگجويان با هم گلاويز شده بودند ، به هزاران شيوهى مختلف ، كشته و زخمى برجاى مىماند .
مقدونيان با نيزههاى بلند خويش « 2 » ، سپر سبك بربرها را سوراخ مىكردند و سرنيزههايشان را در سينهى آنان فرو مىنشاندند . مزدوران نيز زوبينها را به سوى ستونهاى به هم فشردهى دشمن پرتاب مىكردند و جملگى ، به هدفى كه در نزديكى آنها بود ، برخورد مىكرد .
( 5 ) چون زخمىهاى بسيار و شمار قابل توجهى كشته برجاى ماند ، زنان
هامش
( 1 ) . ر . ك به : پولىين ( 4 ، 9 ، 20 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 59 ، 3 - 4 ) اشارهاى گذرا داشته است .
( 2 ) . دربارهى ساريس( Sarisse )، نيزههاى بلندى كه پيادهنظام و برخى از سوارهنظام مقدونى به آن مجهز بودند ؛ ن . ك به :M . Andronicos , Sarissa , Bul . Corr . Hell . 94 ( 1970 ) , pp . 91 - 107