به فرماندهى ساتىبرزنس - سردارى خبره با شجاعتى بىنظير - گردهم آورده بودند ، غافلگير كردند . آنها اردويشان را در نزديكى دشمن برپا كردند . زدوخوردهاى پراكندهى زيادى روى داد و در پارهاى از اوقات ، به پيكارهاى بىاهميّتى بسنده مىكردند .
( 5 ) آنگاه جنگ سازمانيافتهاى روى داد كه طى آن ، بربرها موفق شدند ، نبرد همپايى را ارائه دهند . در اين زمان ، سردار شورشيان ، ساتىبرزنس ، با دستان خويش كلاهخودى را كه سرش را مىپوشاند ، برداشت « 1 » و خود را معرفى كرد و از بين سرداران دشمن ، داوطلبى را براى نبردى تنبهتن ، به مبارزه طلبيد .
( 6 ) ارى گيوس به اين مبارزهطلبى پاسخ مثبت داد ، پيكارى قهرمانانه درگرفت و از قضا ، ارى گيوس پيروز شد . بربرها پس از مرگ سردارشان ترسيدند و پس از گرفتن ضمانت ، خود را تسليم شاه كردند .
( 7 ) بسوس كه خود را شاه بزرگ خوانده بود ، براى خدايان قربانى و دوستانش را به جشنى دعوت كرد . در حين بادهگسارى ، با يكى از يارانش به نام باگودرس « 2 » به مشاجره پرداخت . با شدت گرفتن مشاجره ، بسوس ، غضبناك ، نقشه قتل باگودرس را درانداخت . آنگاه به اندرزهاى دوستانش گوش فرا داد و نظرش را تغيير داد ؛ اما باگودرس همينكه از خطر رست ، از شب بهره جسته ، نزد اسكندر پناه برد . « 3 »
( 8 ) اسكندر امنيت وى را تضمين كرد ؛ او با اين اميد كه از طرف اسكندر پاداشى دريافت كند ، برجستهترين سرداران پارسى را براى طرح توطئه برانگيخت .
آنان بسوس را دستگير كردند و نزد اسكندر آوردند . « 4 »
( 9 ) شاه پاداشهاى نفيسى به آنان بخشيد . از ديگر سوى ، برادر و يكى از
هامش
( 1 ) . بر پايهى نظر گزنفون ( آناباسيس ، 1 ، 8 ، 6 ) ، سرداران پارسى در شرايط دشوار جنگ ، كلاهخودشان را از سر درمىآوردند تا با سرى عريان جنگ كنند .
( 2 ) .Bagodaras( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 4 ، 1 - 8 )
( 4 ) . دربارهى دستگيرى بسوس ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 5 ، 36 - 42 ) ؛ ژوستن ( 12 ، 5 )