نيازهاى فورى را مرتفع سازد .
( 3 ) اسكندر كه - به نوبهى خويش - مىديد مرگ داريوش براى مقدونيان به منزلهى پايان لشكركشى تلقى شده و آنان ميل بازگشت به ميهن خويش را دارند ، آنها را در مجمعى گردهم آورد . وى به واسطهى يك سخنرانى مناسب حال ، شور و اشتياق را به ايشان بازگرداند و از اطاعت بىچون و چرايشان براى باقى لشكركشى مطمئن گرديد . از ديگر سوى ، متحدينى را كه از شهرهاى يونانى آمده بودند ، گردهم آورد ؛ عملكردشان را ستود و با اهداى يك تالان به هر سوارهنظام و ده مين به هر پيادهنظام ، آنان را مرخص كرد . افزون براين ، مواجب عقبافتاده ، همچنين مواجبى براى بازگشت به كانون خانواده را به آنان پرداخت كرد .
( 4 ) امّا از ميان ايشان ، سه تالان به تمامى كسانى بخشيد كه باقى ماندن در سپاه شاهى را انتخاب كرده بودند ؛ از ديگر سوى ، به سربازانش جوايز نفيسى پاداش داد : وى ذاتا بخشنده بود « 1 » و حين تعقيب داريوش ، مبالغ قابل توجهى به چنگ آورده بود .
( 5 ) در واقع از نگهبانان خزانه ، مبلغ 8 هزار تالان دريافت كرده بود . وانگهى ، سهمى كه نصيب سربازان شد ؛ از جمله جواهرات و طلاجات ، بالغ بر 13 هزار تالان مىشد ، اما گمان مىشود كه ارزش اشياى مسروقه و غارت شده ، بيش از اينها بود « 2 » .
75 .
( 1 ) اسكندر راه هيركانى « 3 » را پيش گرفت و پس از دو روز راهپيمايى ، اردويش را در نزديكى شهرى كه آن را هكاتوم پيلس « 4 » مىنامند برپا كرد . از آنجا كه
هامش
( 1 ) . ن . ك به : پلوتارك ( اسكندر ، 49 ) و ارجاعات جمعآورى شده به وسيلهى فيستر در :F . Pfister , Historia , 13 ( 1964 ) . pp . 69 - 70( 2 ) . داريوش ، اكباتان را با 7 هزار تالان ترك كرده بود ( آريان ، 3 ، 19 ، 5 ) . كنت كورث ( 6 ، 2 ، 10 ) نيز به اختلاس پارسيان از اموال اشاره مىكند . اما نبايد دربارهى بىعلاقگى مقدونيان دچار اشتباه شد : پلوتارك حكايت مىكند كه آنها پيش از رسيدن به اربل با هم توافق كردند كه غنايمى را كه به چنگ آوردند در صندوق شاهى نريزند !
( 3 ) .( Hyrcanie )؛ سرزمين واقع در بخش جنوب شرقى درياى مازندران كه با گرگان كنونى مطابقت مىكند .
( 4 ) .( Hecatompyles )؛ هكاتوم پيل يا هكاتوم پيلوس ، شهر صد دروازه كه خرابههاى آن نزديك دامغان -