گرفت « 1 » . لاسدمونيان ، به نوبهى خويش ، نمايندگانى را به آسيا فرستادند تا از اشتباهات خويش پوزش بخواهند .
329 - 328 پ . م 74 .
( 1 ) با سپرى شدن سال ، سفيزوفون « 2 » ، آرخونت آتن شد ؛ حال آنكه در روم ، گايوس والريوس « 3 » و ماركوس كلوديوس « 4 » به كنسولى منصوب شدند . در اين سال ، پس از مرگ داريوش ، بسوس به همراهى نبرزنس « 5 » ، بارخائنتس « 6 » و همچنين بسيارى ديگر ، از دستان اسكندر گريخت « 7 » و راهش را به سوى باكتريان - كه داريوش وى را به خشترپاونى آنجا منصوب كرده بود - پى گرفت : منصب و مقامش موجب شد كه ساكنين وى را بازشناسند « 8 » ؛ او آنها را به دفاع از آزادى خويش ترغيب كرد .
( 2 ) بسوس به آنها ثابت كرد كه موقعيت سرزمينشان ، با توجه به اينكه صعبالعبور است و منابع انسانىاش براى به چنگ آوردن استقلال بسنده مىكند ، خيلى به آنان كمك خواهد كرد .
از ديگر سوى ، چون وعده داد كه خويشتن رهبرى جنگ را به دست گيرد ، رضايت عموم را جلب و خود را شاه بزرگ اعلام كرد . پس ، سربازگيرى كرده ، ميزان زيادى جنگافزار فراهم ساخته و با شور و حدّت همه چيز را به كار گرفت تا
هامش
( 1 ) . ر . ك به : اشين( ContreCtesiphon 133 )[ گروگانها ؛ نمايندگانى براى اسكندر ] . رقم پنجاه تن از كليتارك گرفته شده است . ر . ك به :Fr . Gr . Hist . 137 fr . 4( 2 ) .Cephisophon( 3 ) .GaiusValerius( 4 ) .MarcusClaudius( 5 ) .Nabarzanes( 6 ) .Barxaentes( 7 ) . به نظر مىرسد نبرزنس شكل تغيير يافتهى پارسى باستان نبابردنه( Nababrdana )كه در كتيبهاى عيلامى به صورت نپپرتنّه( Napapartanna )نقر شده ، باشد . ر . ك به :E . Benveniste , Titresetnomsprop resenIranienanci en ( 1966 ) , p . 98- نبرزنس وظايف خيليارك و بارخائنتس ، وظايف خشترپاون آراخوزى را اعمال مىكرد . - دربارهى فرار بسوس ن . ك به : آريان ( 3 ، 28 ، 8 )
( 8 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 5 ، 9 ، 16 ؛ 5 ، 10 ، 5 )